تبلیغات
stillman - مطالب تیر 1389

به گزارش موسیقی ایرانیان، سالار عقیلی به همراه گروه موسیقی قمر بعد از ماه رمضان دو آلبوم موسیقی خود را توسط انتشارات آوای باربد به بازار عرضه خواهد کرد.
نوید دهقان ،سرپرست گروه موسیقی قمر و آهنگساز این آثار با اعلام این خبر به ایلنا گفت: آلبوم‌های «یار و دیار» و «صدای آفتاب» به خوانندگی سالار عقیلی هم اکنون تمام مراحل اجرایی را طی کرده است و بعد از ماه رمضان توسط موسسه انتشاراتی «آوای باربد »به بازار موسقیقی خواهد آمد.
وی درباره جزییات این دو اثر موسیقایی گفت: این آلبوم‌ها در دستگاه شور و دشتی با اشعاری از سیاوش کسرایی، فریدون مشیری و باباطاهر ساخته و تنظیم شده‌اند.
وی همچنین از انتشار آلبوم «هوای آفتاب» خبر داد و افزود: اشعار این آلبوم از مولانا، خواجوی کرمانی، هوشنگ ابتهاج و سیاوش کسرایی است که با صدای سالار عقیلی خوانده شده است.
به گفته دهقان، این اثر موسیقایی شامل هفت قطعه در دستگاه ماهور و مرکب ساخته شده است.
دهقان خاطرنشان کرد: در این دو اثر موسیقایی، نوازندگان گروه موسیقی قمر هنرنمایی کرده‌اند که ازمیان آنها می‌توان به شهرام غلامی(عود)، علی خشتی‌نژاد(تار)، آرش توکلی(بم تار، علیرضا گرانفر(سنتور)، کامران منتظری(تمبک)، شهریار نظری(دف)، حسین محمدحسینی(نی) و نسیم اربابی(کمانچه) اشاره کرد.
سرپرست گروه موسیقی قمر از برگزاری کنسرت این گروه در آینده ای نه چندان دور در شهرستان های مختلف خبر داد و خاطرنشان کرد:در این اجرا علاوه بر اجرای این قطعات ،قطعات جدید نیز اجرا می شود
 

منبع: musiceiranian.ir



منبع:
http://www.zibaro.com

   


به گزارش موسیقی ایرانیان، گروه آریان یکی از محبوبترین گروه های موسیقی در ایران جدیدترین اجرای خود را مرداد ماه سال جاری در سالن همایش های برج میلاد تهران به روی صحنه می برد.
علی پهلوان خواننده جوان و خوش صدای این گروه در گفتگو با خبرنگار موسیقی ایرانیان درباره جزئیات این کنسرت گفت: «گروه آریان ۱۲، ۱۳ و ۱۴ مرداد هر شب در دو سانس (ساعت های ۱۸ و ۲۱:۳۰) در سالن همایش های برج میلاد تهران به اجرای برنامه می پردازد.»
لازم به ذکر است بلیط فروشی این اجراها از روز یکشنبه سوم مرداد ماه شروع خواهد شد که در صورت تمایل به کسب اطلاعات بیشتر درباره چگونگی تهیه بلیط های این کنسرت می توانید به سایت رسمی این گروه

 (arianmusic.com) مراجعه کنید.
 

منبع: musiceiranian.ir



منبع:
http://www.zibaro.com

   


وقتی ژیلا صادقی جوگیر می شود

چهارشنبه 30 تیر 1389 نویسنده: عبداله حسینی |

لیلی رشیدی و کارتون زی زی گولا نشان داده می‌شود، دختران دیگر نمی‌توانند بنشینند. رشیدی در مقابل موج احساسات قرار می‌گیرد و البته آن را به بهترین شکل جواب می‌دهد. دختری از وسط سالن داد می‌زند: لیلی دوستت دارم.
“خانه مادربزرگه هزار تا قصه دارد، خانه مادربزرگ حرف های تازه داره” با خوانده شدن این شعر به یاد چه کسی می‌افتید؟
مریم سعادت بازیگری است که هیچ کس نمی‌تواند فراموشش کند.
مهرابه شریفی نیا هم دعوت شده است، مهرابه می‌گوید :اینجا پر از احساس جوانی است.
دوپسر ۱۵ ،۱۶ ساله در مجلس هستند که با هر آهنگی بلند می‌شوند و… در طبقه دوم ، در جمع دختران، ۲۰ پسر جوان نشسته اند و البته نمی‌شود حضور این تعداد را نادیده گرفت، چون قرار بوده این برنامه دخترانه باشد.

مهدی باقربیگی بازیگر نقش مجید هم در جمع حضور دارد، از دوران جوانی و خاطرات خود می‌گوید.
دختران جوان با پایین آمدن هر بازیگری به دنبال آنها می‌دوند و عکس می‌گیرند.
همراه با درخشنده، علی احمدی فر، زیبا هاشمی، افسانه پارکرو که بازیگران جوانی هستند به روی سن می‌روند.
جوایز اهدا می‌شود به هر فرد یک ربع سکه بهار آزادی و لوح افتخار.
صادقی مجری برنامه می‌گوید: مگر می‌شود با این آهنگ موزون یک تکانی به خود ندهیم. مجری این حرف را می‌زند و درست روی سن، چرخی می‌زند، دستانش را در هوا تکان می‌دهد!!
عبدالهی مدیر موسسه خانه شهریاران جوان می‌گوید: خانه شهریاران جوان بدون حضور شما جوان جز خاک و آجر و در و پنجره نیست.
حاج آقا دهنوی هم بر روی سن می‌آید، همه به پا می‌خیزند، اما در همین لحظه موسیقی آهنگین و ضربی نواخته می‌شود. به خاطر آهنگ دست‌ها محکم زده می‌شود و بعضی از دختران، شیطنت های لفظی می‌کنند و حاج آقا لب‌های خود را می‌گزد.
 در میان هیاهو و صدای دست‌های بلند، آهنگی شنیده می‌شود: من یک پرنده ام آرزو دارم، تو با من باشی…
این صدا را که می‌شنوم متوجه می‌شوم امیر خواجه امیری آمده و دختران از شوق نمی‌دانند چه کنند!
 

منبع: jahannews.com



منبع:
http://www.zibaro.com

   


موضوع از آنجایی آغاز شد که mega magazine  ترکیه چند وقت پیش، قبل از این ماجراها از رضا ضراب و ابرو گوندش تصاویری پخش کرد که تاریخ آن بر میگردد به حدودا ۳ ماه پیش که اصلا توجهی به آن نشد!
کانال استار که با صراحت کامل و زیر نویس زرد رنگ رضا ضراب را تاجر ایرانی خطاب کرد نیز در مورد ارتباط دوستانه او با ابرو پرداخت.
نکته حائز اهمیت این است که تا به حال دیده نشده رضا ضراب بصورت مجزا با خبرنگاران صحبتی کند و در مورد درستی یا نادرستی این خبرها نیز مطلبی را عنوان کند اما چیزی که به خوبی مشخص است اینست که این دو، بارها و بارها با یکدیگر در مراسم‌های رسمی و غیر رسمی همراه یکدیگر بوده اند.

 
بعد از چند وقت دوباره طبق خبری که چند شب پیش در برنامه  mega magazin  از کانال star پخش شد، عنوان شد که رضا ضراب همان آقایی است که نامش جدیدا با ابرو گوندش  گفته می‌شود که دوست ایرانی ابرو گوندش است که با وی ازدواج کرده است.
 

 

ابرو گوندش که بالاخره در سال ۲۰۱۰ با دوست پسر ایرانی‌اش که از سال ۲۰۰۹ با او آشنا شده بود یعنی رضا ضراب، تاجر ثروتمند تبریزی مقیم استانبول ازدواج کرد. این ازدواج طی یک مراسم پنهانی و تنها با حضور نزدیکان در استانبول صورت گرفت. ابرو گوندش در این مدت طولانی که با رضا ضراب بود بالاخره اعتراف کرد و خبر ازدواجش با رضا ضراب را شرح داد و گفت من با رضا ضراب یک ساله که هستم و همچنین در بین خانواده مان به رسمیت ازدواج کردیم و از کسانی که در کنار ما بودند تشکر میکنم. طبق گفته‌های ابرو او هفته ی پیش بصورت علنی عقد کرده و در روز کنسرتش این خبر را به خبرنگاران اعلام کرده و گفته شاهدین ازدواجشان خانواده شان بوده‌اند.

لطفا برای دیدن عکس های زیبای دیگر وخواندن مطالب جالبی ازایشواریا رای( ملکه جمال جهان سری اول و دوم وسوم)وهمچنین برای خواندن مطالبی از تارکان مگااستار زیبای موسیقی ترک که توسط خودم نوشته شده است  به لینک های  زیر بروید.متشکرم.

تارکان مگا استار زیبای موسیقی ترکیه

ملکه جمال جهان

ایشواریا رای – ملکه جمال جهان – سری سوم



منبع:
http://www.zibaro.com

   


کیهان کلهر در تالار وحدت
کیهان کلهر؛ آهنگساز و نوازنده قرار است در روزهای آتی کنسرتی را در تالار وحدت برگزار کند. کلهر آهنگسازی است که دو اثر او در سال ۲۰۰۴ نامزد دریافت جایزه گرمی شده‌اند. ساز تخصصی او کمانچه است و سه تار ساز دوم او. او مدت‌ها عضو گروه «دستان» بود. حدود دو سال پیش کیهان کلهر به دعوت هالیوود برنامه‌ای را در یک سالن ۲۰ هزارنفری برگزار کرد. این کنسرت در دستگاه نوا و براساس اشعار مولانا اجرا شد. حالا قرار است مشابه همین کنسرت در تهران برگزار شود؛ البته گسترده‌تر و با اضافه شدن قطعات دیگری که کلهر ساخته است. متن پیش رو تقریبا همه آن چیزی است که شما نیاز دارید تا بدانید در تالار وحدت چه می‌گذرد.
 
خواننده
حمیدرضا نوربخش در این کنسرت به عنوان خواننده کیهان کلهر را همراهی می‌کند. وی آلبوم «پرده عشاق» را با همکاری فرامرز پایور ارائه کرده و همچنین در کنسرت گروه عارف با آهنگسازی استاد پرویز مشکاتیان به عنوان خواننده همکاری کرده‌ است. از او آثاری چون آسمان با گروه شهنازی و سرپرستی داریوش پیر نیاکان و پنهان چو دل با گروه شمس و به سرپرستی کیخسرو پورناظری منتشر شده‌ است. در گزارشی که خبرگزاری فارس منتشر کرده از نشست مطبوعاتی کنسرت، کیهان کلهر در مورد حمیدرضا نوربخش چنین گفته است: «وی یکی از خوانندگان مطرح نسل جوان امروز هستند و با توجه به آشنایی من از سال ۷۱ با ایشان، تصمیم گرفتم این خواننده جوان در کنار گروه حضور داشته باشد. نوربخش نسبت به جوان‌های خواننده ریشه سنتی دارد و دلیل انتخاب من برای ایشان و دیگر اعضای گروه ایجاد رشد موسیقی در نسل جوان بود چرا که ما به غیر از اساتید موسیقی اسم جدیدی در موسیقی نمی‌شنویم.»
 
شاه کمان
«شاه کمان» ساز جدیدی است که قرار است در این کنسرت به کارگرفته شود. قضیه از اینجا شروع می‌شود که کیهان کلهر در فستیوالی در آلمان با یک سازنده ساز استرالیایی آشنا می‌شود؛ «پیتر بیفین». او سازی را شبیه سازهای قدیمی ایرانی ساخته است. آن‌ها طرحی را روی کمانچه پیاده می‌کنند که ۵ سیم دارد و صدایش اما از کمانچه بم‌تر است. بعد از مشورت‌هایی که انجام می‌گیرد، اسم ساز را «شاه کمان» می‌گذارند. کیهان کلهر قرار است در بخش اول این کنسرت، با این ساز بداهه نوازی هم داشته باشد. سازهای دیگری که در این کنسرت به کارگرفته می‌شوند همگی ایرانی خواهند بود؛ تار، کمانچه، سنتور، رباب، نی، تنبک و دف. کیهان کلهر در مورد قطعاتی که در این کنسرت نواخته می‌شوند، این توضیحات بیشتر را ارائه کرد:« با توجه به اینکه اکثر کارهای من سازی هستند، برای خواننده کم تصنیف ساخته‌ام. بر این اساس در این کنسرت با توجه به حضور خواننده چند تصنیف نیز ساخته‌ام. همچنین سعی کرده‌ام اشعاری از مولانا را انتخاب کنم که با رنگ‌آمیزی موسیقی و با فضایی که من دوست دارم، همخوانی داشته باشد.» از دیگر نکاتی که بد نیست در مورد این کنسرت بدانید این است که حسین علیزاده، کیهان کلهر را همراهی نمی‌کند. در آخرین کنسرتی که کلهر برگزار کرد، حسین علیزاده هم حضور داشت.
 
هدف کنسرت
کیهان کلهر در نشست مطبوعاتی در مورد هدف‌اش از برگزاری این کنسرت چنین گفت:« هدفم این بود که با در نظر گرفتن موقعیت اجتماعی‌‌ام در شرایط کنونی در ایران کاری انجام دهم بر این اساس با توجه به مشغله کاری‌ که داشتم، سعی کردم همین برنامه را که سال‌ها پیش در هالیوود به روی صحنه بردم را با گسترش بیشتر برای ایرانی‌ها نیز برگزار کنم. شخصا فکر کردم احساس اشعار مولانا را در قطعاتم داشته باشم و صرفا می‌خواستم با گروهی از جوانان این کار را انجام دهم تا بتوانیم انرژی جدیدی به جامعه منتقل کنم.» کیهان کلهر همچنین گفت که به موسیقی چندصدایی اعتقادی ندارد: «هدف من در این اجراها ارائه موسیقی چند صدایی نیست چرا که معتقدم موسیقی چند صدایی در موسیقی ایرانی کاربردی ندارد. من دوست ندارم موسیقی غرب را به ایران و برعکس موسیقی ایران را به خارج القا کنم.»
 
اطلاعات خرید
این کنسرت در روزهای ۲۳، ۲۴، ۲۵، ۲۶ و ۲۸ تیرماه برگزار می‌شود. پیش فروش بلیت‌ها آغاز شده و قیمت و وضعیت جایگاه‌ها به این شرح است: همکف: ۳۰ هزار تومان، بالکن اول: ۲۵ هزار تومان، بالکن دوم و سوم:۲۰ هزار تومان. کیهان کلهر اعتقاد دارد در سال‌های اخیر قیمت بلیت کنسرت‌ها بی‌رویه بالا رفته است و به همین خاطر سعی کرده که قیمت‌ها مناسب‌تر باشند. برای خرید بلیت می‌توانید به دو مرکز زیر مراجعه کنید.
«موسیقی ما»: خیابان قائم مقام فراهانی، نرسیده به خیابان شهید بهشتی، خیابان دهم، پلاک ۲۲، واحد ۶ .تلفن: ۸۸۵۳۵۳۰۵
«کانون فیلم هشت و نیم»:پاسداران،. میدان هروی، خیابان وفامنش، خیابان جوانشیر، واحد‌های تجاری ساختمان پزشکان فارابی۲۲۹۵۵۷۴۷

منبع: tehrooz.com



منبع:
http://www.zibaro.com

   


تقابل انسان و ماشینیزم
تئاتر تلویزیونی «آدم‌های ماشینی» به کارگردانی حسین مختاری و تهیه‌کنندگی رضا خوشدل‌راد در گروه فیلم و نمایش شبکه ۴ سیما در حال تصویربرداری است. به همین بهانه سری به استودیوی ضبط این تله‌تئاتر زدم تا در جریان روند تولید این اثر قرار بگیرم.در استودیوی همیشگی تله‌تئاترها مسعود فروتن، کارگردان کنار حسین مختاری، کارگردان هنری و تهمینه هموطن، منشی‌صحنه پشت مانیتورها در اتاق فرمان نشسته بودند و صحنه‌ها را به اتفاق کنترل می‌کردند. وارد استودیو می‌شوم و مهدی شیبانی‌زاده، مدیر تولید برنامه پذیرای من می‌شود.
با نگاهی به اطراف دکورها را می‌بینم که طراحی آنها توسط فرشید موثق انجام شده و دور تا دور صحنه را اضلاع مختلفی تشکیل می‌دهند.
کوروش سلیمانی، چهره آشنایی است که در میان سایر بازیگران او را شناخته‌ام و حمیدرضا هدایتی‌راد نیز چهره دیگری است که چند کار تصویری با بازی او در خاطرم می‌آید.

 
عکس چند آدم‌آهنی در صحنه‌ها خودنمایی می‌کند. استفاده از رنگ‌های سرد و چند صندلی فلزی فضا را بیش از پیش بی‌روح کرده است. پنجره نسبتا بزرگی نیز طراحی شده که آن طرفش تصاویری از ماشین‌های تخیلی است و عاری از هرگونه درخت یا طبیعتی.رضا خوشدل‌راد، تهیه‌کننده این تله‌تئاتر به گروه پیوسته است. بازیگران هنوز برای ضبط آماده نشده‌اند. بهترین فرصت است که دلایل انتخاب این نمایشنامه را از زبان او بشنویم.
«آدم‌های ماشینی» نمایشنامه معروفی از نویسنده اهل چک به نام کارل چاپک در اوایل قرن بیستم است که در تمام دنیا بارها روی صحنه رفته و در سال ۲۰۰۷ آخرین اجرا را در نیویورک داشته است و من این متن را انتخاب کردم چون نمایشنامه‌ای مشهور و قابل توجه در عالم نمایش است.

وی درخصوص موضوع این تله‌تئاتر می‌‌گوید: انسان به ابزارسازی معروف است، اما همیشه از ابزاری که می‌سازد هراس دارد. ابزار به ما قدرت می‌دهد، ولی انسان نگران قدرتی است که ابزار به او می‌دهد. این نگرانی که از قدیم وجود داشته، در قرن بیستم و با رشد فناوری و تنوع ابزارها بیشتر از گذشته شده و تا آنجا پیش رفته که نگران از بین رفتن ارزش‌های انسانی هم می‌شود. این که باورهای انسان زیر چرخ‌های ماشین خرد و اخلاقیات به فراموشی سپرده می‌شود، درواقع پیام این نمایشنامه است و از این‌گونه هراس‌ها صحبت می‌کند.در این نمایشنامه دختری به نام هلنا به جزیره‌ای که در آن آدم‌های ماشینی ساخته می‌شوند می‌رود و برای مبارزه با ساخت این آدم‌ها، جریاناتی را به وجود می‌آورد. درواقع نویسنده این نمایشنامه می‌خواهد یک‌بار دیگر توجه ما را به ارزش‌‌های انسانی، اخلاقیات، عشق و ادامه حیات در روی کره‌زمین جلب کند و هشدار می‌دهد که ماشینیزم بر انسان چیره نشود.
خوشدل راد اشاره می‌کند: این نمایشنامه برای اولین بار است که در ایران اجرا می‌شود و بعد از تصویب در شبکه ۴ و انتخاب عوامل، وارد مراحل تولید شدیم. بازیگران ما حدود ۲۵ روز تمرین داشتند و در حال حاضر ۱۳ روز است که مشغول ضبط در این استودیو هستیم.
این تهیه‌کننده درباره انتخاب بازیگران می‌گوید: سعی کردیم از بازیگرانی که سابقه تئاتر دارند و مناسب نقش‌ها هستند، دعوت به همکاری کنیم و از انتخاب آنها راضی هستم.

 
او که پیش از این نمایش تلویزیونی «بچه‌های من، آفریقای من» را به کارگردانی حسین مختاری در کارنامه هنری‌اش ثبت کرده است، درخصوص همکاری با این کارگردان در آدم‌های ماشینی اظهار کرد: با توجه به تجربه همکاری قبلی که با مختاری داشتم، برای این کار هم از او دعوت کردم که امیدوارم باز تجربه خوبی باشد.
او در پایان ضمن اشاره به طراحی صحنه و لباس این پروژه خاطرنشان کرد: طراحی‌های تازه‌ای در ساخت این تله‌تئاتر انجام شده است بویژه در بخش طراحی لباس آدم‌های ماشینی.
سراغ بهیه خوشنویسان، طراح لباس این تله‌تئاتر رفتم و از او درباره روند طراحی لباس شخصیت‌های نمایش آدم‌های ماشینی سوالاتی را پرسیدم:

طراحی لباس در هر پروژه‌ای با نگاه از متن نمایشنامه خلق می‌شود و برای طراحی لباس این تله‌تئاتر، چون هیچ‌گونه الگوی عینی وجود نداشت، وقت بیشتری صرف آن شد. بخصوص در طراحی لباس آدم‌های ماشینی دقت فراوانی لازم بود، زیرا آدم‌های ماشینی در این کار کاملا با آن چیزی که در اذهان مردم وجود دارد، تفاوت داشت. افراد مکانیکی در این پروژه کاملا شبیه انسان هستند و بیشتر باید روی رنگ‌ها و حسی که به تماشاچی می‌دادند کار می‌کردم. در واقع برای ۷ آدم ماشینی طراحی لباس کردیم و در پایان برای دو آدم ماشینی که پیشرفته‌تر بودند، اتود زدیم و اجرا شد.وی اظهار کرد: من برای طراحی لباس نکاتی را از خود نمایشنامه برداشت کردم، چون داستان مربوط به اوایل قرن بیستم بود، مثلا شخصیت‌های هلنا و دومین باید لباس‌هایی مربوط به همان دوران را می‌داشتند، ولی برای آدم‌های ماشینی دیگر از تخیل و تجربه استفاده شد.
خوشنویسان که در سال‌های دور برای دو?مجموعه پرمخاطب «آخرین ستاره شب» و «صید در پی صیاد» طراحی لباس کرده است و این سال‌ها بیشتر در کارهای نمایشی حضوری پررنگ در طراحی لباس داشته، درباره تفاوت‌های طراحی لباس در این دو مقوله می‌گوید: طراحی لباس برای تله‌تئاتر یا نمایش صحنه، تفاوت‌های عمده‌ای دارد. در طراحی لباس برای تئاتر روی صحنه، طراحان آزادی عمل بیشتری درخصوص انتخاب رنگ‌ها و… دارند، اما در کارهای تلویزیونی ندارند، مثلا برخی رنگ‌ها یا پارچه‌هایی که جلوی دوربین انعکاس نور دارند یا مسائل دیگر در تئاتر برایشان محدودیتی وجود ندارد. در واقع در طراحی لباس برای تئاتر یا سریال برخی نکات باید رعایت شود که طراحان به آنها کاملا آگاه هستند، اما وقتی صحبت از تئاتر تلویزیونی می‌شود کار کمی دشوار می‌شود، به طوری که نکات و حال و هوای نمایش باید حفظ شود و نیز نکاتی که باید جلوی دوربین لحاظ شود نیز به آن افزوده می‌شود و رعایت این نکات می‌تواند طراح را به یک طراحی مناسب و حرفه‌ای برساند.

 
مختاری، کارگردان هنری وارد استودیو می‌شود و با چند بازیگر نکاتی را در میان می‌گذارد.در این فاصله ثنا صادقی هم مشغول آماده شدن برای شروع ضبط می‌شود. او قرار است نقش اصلی زن را در این تله‌تئاتر بازی کند. صادقی بازیگر جوانی است که تجربیات تئاتری خوبی هم دارد، ولی حضور در تلویزیون را برای اولین بار تجربه می‌کند. او در توضیح نقش خود گفت: من نقش هلنا را بازی می‌کنم که دختر یک رئیس‌جمهور است و از روی کنجکاوی به جزیره‌ای می‌آید که در آن کارخانه‌ای آدم‌های مکانیکی می‌سازد. هلنا به کارخانه می‌رود و با این کار مخالفت می‌کند که در نهایت حضور او در جزیره باعث اتفاقات جالبی در کارخانه می‌شود.او از کمک‌ها و راهنمایی‌های کارگردان هنری تله‌تئاتر یاد می‌کند و می‌گوید:
وقتی متن را خواندم با این که دیالوگ‌هایش سنگین بود، خیلی خوشم آمد و چون هلنا شخصیت اصلی کار بود، خیلی می‌ترسیدم اما راهنمایی‌های آقای مختاری خیلی به من کمک کرد و سایر عوامل نیز به من دلگرمی می‌دادند.او چیزی حدود یک ماه تمرین داشته و چند روز است که برای ضبط می‌آید. صادقی، هلنا را چنین توصیف می‌کند: او دختری کنجکاو و جسور است که مدافع حقوق ربات‌هاست و از طرف انجمن بشردوستان به جزیره آمده است.

شیبانی‌زاده که عکاسی پروژه را نیز عهده‌دار است به استودیو می‌آید. از او درباره دکورها می‌پرسم که می‌گوید: فرشید موثق امروز حضور ندارد، ولی برای این تئاتر تلویزیونی ۳ تا دکور طراحی کرده و دکوری که الان در آن مشغول ضبط هستیم، دکور دوم است و دکور آخر ما مربوط به سالن تشریح است که یک میز بزرگ داخل آن قرار می‌گیرد.
زین‌الدین علامه که یکی از تصویربرداران پرسابقه تلویزیون است، آثاری چون امیرکبیر، سایه همسایه، بدون شرح، باجناق‌ها و تله‌تئاترهای شایعه آقای توپاز و… از دوربین او به ثبت رسیده‌اند. او در این تله‌تئاتر یکی از ۳ تصویربردار نمایش است.
علامه درباره تصویربرداری این تله‌تئاتر گفت: این کار دکور متفاوتی دارد و امکانی را ایجاد می‌کند که مثلا دوربین من با ۲ دوربین دیگر داخل استودیو ۱۸۰ درجه تغییر وضعیت دارد و مدام با اتاق فرمان و کارگردان تلویزیونی در حال هماهنگی هستیم. تفاوت تله‌تئاتر با سریال در این است که در ضبط نمایش تلویزیونی باید فضای تئاتری کاملا حفظ شود، اما در سریال یک دوربین بیشتر وجود ندارد و کار راحت‌تر است، اما در کارهایی نظیر آدم‌های ماشینی ۳ نفر در کنار هم باید صحنه‌ها را ثبت کنند.

 
کوروش سلیمانی، چهره‌ آشنای این تله‌تئاتر است که هنرنمایی او را در مجموعه «فاکتور هشت» یا اجرای برنامه «سینما یک» دیده‌ایم. او نقش هری دومین،‌ مدیر کارخانه ربات‌سازی را بازی می‌کند. او درباره دلایل انتخاب این نقش می‌گوید:
من تئاتری هستم و دوست دارم در این پروژه‌ها حضور داشته باشم. من سال‌ها در گروه تئاتری قطب‌الدین صادقی به عنوان بازیگر حضور داشتم. دلیل حضورم در این نمایشنامه، داستان خوب کارل چاپک، نمایشنامه‌نویس اهل چک بود که مرا برای حضور در این تله‌تئاتر ترغیب کرد. چاپک در ادبیات علمی ـ تخیلی جایگاه ویژه‌ای در جهان دارد و در آدم‌های ماشینی به تقابل انسان و ماشین که از دیرباز در جهان بوده می‌پردازد و دارای لایه‌های پنهانی است که متن را جذاب‌تر کرده است.
وی درخصوص بازیگران نقش مقابل خود گفت: بازیگران این تله‌تئاتر سابقه تئاتر و رادیو دارند و برخی هم تجارب اولیه خودشان را پشت‌سر می‌گذارند. من به این دوستان می‌گویم که خوش‌شانسی بزرگی داشته‌اند که در این اثر حضور دارند، چون بسیاری از بازیگران تحصیلکرده را می‌شناسم که چنین موقعیت‌هایی برایشان فراهم نشده که در چنین اثر برجسته‌ای حضور داشته باشند.

او درباره کارگردان هنری تله‌تئاتر می‌گوید: من از سابقه پربار حسین مختاری در دهه ۶۰ باخبرم و از همکاری‌ با ایشان راضی هستم. طبیعی است که اگر شخص دیگری کارگردان این نمایش بود، کار فرم دیگری پیدا می‌کرد. البته جا دارد به ترجمه این نمایشنامه توسط استاد کامران فانی و سعید حمیدیان اشاره کنم که ترجمه خوبی بوده و توصیه می‌کنم که بهتر است یک بازنویسی روی ترجمه آن انجام دهند، چون این ترجمه مربوط به ده‌ها سال پیش است و بازیگران برای ادای برخی دیالوگ‌ها دچار مشکل می‌شوند. او می‌افزاید: به نظر من تله‌تئاتر یک تولید تلویزیونی است که هم برای مخاطبان خاص و هم عام می‌تواند جالب توجه باشد.
او از حرکت‌های خوبی که در گروه فیلم و نمایش شبکه ۴ در تولید تله‌تئاتر انجام شده یاد کرد و با اشاره به تبلیغات مناسبی که برای پخش نمایش‌های تلویزیونی انجام می‌شود، اظهار کرد: بتازگی تبلیغات خوبی برای پخش تله‌تئاترها در شبکه‌های مختلف سیما انجام می‌شود که حرکت ارزنده‌ای است و باعث جذب تماشاچی بیشتر می‌شود. اگر ما قصد فرهنگ‌سازی داریم، باید تماشاگران تلویزیون را با مقوله تئاتر که یکی از راه‌های آن تولید و پخش تله‌تئاتر در سیماست آشناتر کنیم و امیدوارم گام‌های بیشتری در این زمینه برداشته شود.
 

منبع: jamejamonline.ir



منبع:
http://www.zibaro.com

   


به گزارش فارس،‌گروه موسیقی بهار به سرپرستی و خوانندگی هنگامه اخوان ۳۱ تیرماه و ۱ مرداد در تالار وحدت برای بانوان به اجرای برنامه خواهد پرداخت.
به نقل از پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران، در بخش اول این کنسرت قطعاتی چون تصنیف امان ز هجر رخ یار با شعر و آهنگ امیر جاهد، قطعه حجاز با اشعار سعدی و حافظ، آواز چهار پاره همراه سه تار با شعر هاتف اصفهانی، آواز دیلمان با شعر سعدی، تصنیف جوانان وطن با شعر و آهنگ عارف قزوینی و رنگ ابوعطا ساخته درویش خان در آواز ابوعطا اجرا خواهد شد.
در بخش دوم نیز تصنیف به گردش فروردین با شعر و آهنگ امیر جاهد، آواز شکسته با شعر شفیعی کدکنی، تصنیف ز فروردین با شعر ملک الشعرای بهار و آهنگ زرین پنجه، آواز دلکش با شعر شفیعی کدکنی، تصنیف مرغ سحر با شعر ملک‌الشعرای بهار و آهنگ نی‌داود و رنگ ماهور ساخته نی داود به همراه قطعاتی دیگر در دستگاه ماهور به اجرا در خواهد آمد.
اخوان را در این کنسرت بیتا رضوی سطوتی نوازنده سه تار، آزاده صادق تبار امیری نوازنده تار، شیما بلوکی فر نوازنده کمانچه، بهناز بهنام نیا نوازنده عود و نغمه فرهمند نوازنده دف همراهی می‌کنند.
کنسرت گروه بهار ساعت ۱۷ روزهای فوق در تالار وحدت برگزار می‌شود.
 

منبع: farsnews.com



منبع:
http://www.zibaro.com

   


“کلاودیا شیفر”، مانکن مشهور که برای اولین بار از آلمان به آمریکا رفته بود، برای اولین عکس های خود مجبور بود ۸ کیلو لاغر شود. کلاودیا رژیمی ساده گرفت: آبمیوه، آجیل و ماست برای صبحانه؛ سوپ سبزیجات و آبمیوه برای نهار؛ غذایی چینی و یا فرانسوی برای شام بدون شیرینی جات و کیک.
 

 
راز سرزندگی “سندی کروفورد”، مانکن، در نوشیدن دائم شیر است.

 
“مگ رایان”، بازیگر هالیوود، زمانی که در انتظار ضبط فیلم است، شروع به ورزش می کند: سه بار در هفته می دود و تمرینات یوگا انجام می دهد.

 
“جنیفر لوپز” خواننده و بازیگر، غذاهای چرب و خوشمزه دستپخت مادرش را دیگر به کلی فراموش کرده است. او برای صبحانه نان سوخاری و قهوه می خورد، نهار تنها سبزیجات و برای شام، سالاد سبزیجات با ماهی، جوجه و یا تکه ای گوشت می خورد. برای دسر نیز ورزش می کند.

 
“جنیفر انیستون” بازیگر، همیشه در رژیم است، او متابولیسم خوبی ندارد که این نتیجه خوردن ساندویچ و همبرگر و سیب زمینی سرخ کرده در گذشته است. اما در عوض او اکنون اندام مناسبی دارد.

 
زمانی که “بروک شیلدس” می خواهد سریع لاغر شود، از معجون مخصوص خود یعنی میوه و خمیرمایه استفاده می کند.

 
“ملانی گریفیتس” همسر انتونیو باندارس اکنون چهل ساله است، اما بسیاری می گویند که الان بهتر از هر زمان دیگری بنظر می رسد. او هر روز صبح یک استکان توت، یک قاشق غذا خوری سویا، نصف استکان آب سیب و یک استکان یخ می خورد. و زمانی که لازم است زیاد لاغر شود، فقط میوه می خورد.

 
در سراسر جهان معتقدند که متخصص اصلی برای حفظ اندام بسیار زیبا “سوفیا لورن” است. او بسیار کم گوشت می خورد و به مقدار زیاد آب می نوشد. او به چیپس، سیگار و مشروبات الکلی لب نمی زند. پنیر، سبزیجات و میوه، مواد اصلی در رژیم او هستند.

پس می بینید که لاغری و حفظ اندام زیبا نه تنها بسیار ساده و بلکه ارزان نیز هست.
 

منبع :dukht.com



منبع:
http://www.zibaro.com

   


 ۱. زن ژاپنی (نقاب‌ها)
 
چشم به راه خواهم ماند –
 
تا اشکهایم چون قطره‌های رسیده
از درختها بیاویزند
 
چشم به راه تو می‌مانم
زیر ماه سفید
 
غازها می‌کوچند
 بر شولای شب  مانده
 
زنان ریزنقش پیر و فرتوت به کوهها
می‌روند تا بمیرند—–
 
من هم خواهم رفت
و باز خواهم گشت
 
کاجی صد ساله بر سر راهت
شبح زنی که دوستش می‌داشته‌ای.
 
۲-زمان
 
حالا دیگر  زنجیره‌های کهربا
آنقدرها بزرگ نیستند
 
پیوسته کوچکتر می‌شوند
خانه‌های ان  کوچه‌ها که
زمانی از آنها به سمت دریا می‌دویدیم
 
و زنان
دیگر آنقدرها پیر نیستند
در کنار ساحل …
 
۳. جادوگری
 
پس بگذار
 دست سرنوشت خود را
 
بر دستِ
   سرنوشت من
 
۴. رقصنده
 
برگک ِ
     تنها
         نیز می‌افتد
در پاییز
          به آرامی
 
۵. از همه‌ی زندگی‌ام
 
از همه‌ی زندگی‌ام –
در یادم
فقط پاییزی است –
دمی‌که  از میان پنجره‌ی خیس از باران
نگاه می‌کنم و می‌بینم –
راهی روان به دوردست
بر راه –
می‌یابم جاپایی عمیق
در این جاپا –
خانه‌ای می‌سازم
در این خانه-
می‌کارم سرخس کودکی ام را
بر این سرخس-
رؤیای شکوفه‌ای رخشان می‌بینم
بر این شکوفه –
قطره‌ای می‌بینم
در قطره-
دوباره چهره‌ی قدیمی ‌را باز می‌شناسم
در این چهره –
می‌شنوم صدای خودم را…
 
۶. سفر
شیر خریدن برای همه‌ی زنان نپال
دشمنان را در خیال در آغوش گرفتن، از دور آرزوی آرامش کردن
(زیرا نه دوستانی هست و نه دشمنانی -  تنها معلم)
 
آرزوها را مثل آب دهان،  قطره قطره روی کُندُر  ذوب کردن
دعا کردن، بی تمنای چیزی برای خود، نه تمنای تندرستی برای پدر و مادر
نه برای کوژپشت ِ معبد همآنجا، نه تمنای سعادت  نه خواهش خرده نانی
 
مثل پرنده‌هایی که دیروز را نوک می‌زنند، و امروز را فراموش می‌کنند
همه ی اتاق‌ها را بستن، درون دل را چهارتاق گشودن،
پذیرا شدن همه‌ی تمنا نکرده‌ها، غیره منتظره‌ها، غریبه‌ها
 
عروس همه‌ی مردها شدن، و همه‌ی گرسنگان و شوربختان
دوست داشتن مرگ، اشک نریختن هنگامی‌ که نزدیکترین همسایه ات می‌میرد،
به یاد آوردن این که همه چیز همواره نخستین و آخرین لحظه است
چنان که کودکی به یاد می‌آورد، نیاموختن بیدار شدن،
انتظار نکشیدن،  برای باز شدن همه‌ی بندها –
 
تا ما دیگر به گونه‌ی آدمی‌زاده نشویم،
و دوباره به هیئت باد، قطره‌ها
و دریا در آییم.
 
۷. به جای زندگینامه
 
۱٫ آن نقش یا همه ی نقشها –
که زمانی بازی کرده اند و از یادها رفته،
محبوبترین شان  برای من، نقش‌های اکنون اند،
و آنها که در رؤیا دلخواهشانم…
 
۲٫ آن سفر یا همه ی سفرها،
شهرهای ناشناس رودروی،
خطوط راه آهن و راه ِابرها،
آدمهایی، که به هر روی سفر می‌کنند،
دیدار و بدرود، نامه‌ها، مسافت‌ها،
لحظات خوشبختی و عمر…
 
۳٫ سکوت، یا آنچه از همه ی سفرها می‌ماند،
از صداها، چهره‌ها، سروصداهای روزمره …
آنچه از برگه ی سفید ِخالی آغاز می‌شود –
آرامش، خاطره، چهره …
 
 

منبع: asreadineh.com



منبع:
http://www.zibaro.com

   


بمباران برج میلاد
 کنسرت سیروان خسروی یکی از هیجان انگیزترین کنسرت‌هایی بود که هفته‌ی پیش برگزار شد؛ هم به خاطر خود آقای خواننده و هم به خاطر تماشاچی‌های پر شورش
«دیروزی‌ها انرژی شون از امروزی‌ها بیشتر بود» سیروان خسروی با پیراهن ساده سفید و شال قرمزی که با کتانی‌هایش ست کرده تازه آمده روی سن و سعی می‌کند با این جمله‌ها تاخیر ۴۵ دقیقه ای شروع کنسرت را جبران کند؛ اتفاقی که البته این روزها برای همه کنسرت‌ها می‌افتد. چند دقیقه بعد اما وقتی همه با هم فریاد می‌زنند «یه لحظه چشماتو ببند. ببین هنوز دوست دارم/ شبا که خوابت می‌بره، منم به یادت بیدارم». همه اعصاب خردی‌های قبل از شروع کنسرت از یاد می‌رود. سیروان اشک‌هایش را پاک می‌کند و سالن همایش برج میلاد با ظرفیت کامل یکصدا همچنان با او می‌خواند. قرار است یک کنسرت به یادماندنی اجرا کند؛ کنسرتی که در آن چند تا بمب درست و حسابی برای هوادارانش خواهد ترکاند!

بمب اول؛ چه حالی داره!
«چه حالی داره» معروف ترین آهنگ سیروان است، برای همین وقتی شروعش می‌کند سالن مثل بمب می‌ترکد. او خودش این بار کی بورد هم می‌زند. سن یک دکور ساده دارد که با نورپردازی خوب جلوه اش بیشتر هم می‌شود. آهنگ که تمام می‌شود یکی از تماشاچی‌ها تصویر نقاشی شده سیروان را به او هدیه می‌دهد. از این طرفداران دو آتشه توی سالن زیاد است. یکی تی شرت سیروان را پوشیده، یکی اسمش را مدام توی سالن فریاد می‌زند، یکی هم کل برنامه سرپا ایستاده و پلاکاردی را بلند کرده که تویش توضیح می‌دهد سیروان را دوست دارد. او این قدر این کار را ادامه می‌دهد که آقای خواننده از جمعیت بخواهد به خاطر پشتکارش برایش دست بزنند. کنسرت، مهمان سرشناس هم زیاد دارد. از روزبه بمانی ترانه سرا بگیر تا حمید طالب زاده؛ کسی که سیروان این طوری معرفی اش می‌کند: «امشب کسی اینجاست که معروف‌ترین آهنگ امسال را خوانده.» اشاره اش به آهنگ «همه چی آرومه» است. از این جا به بعد طالب‌زاده همراه با جمعیت در همه آهنگ‌های آرام موبایلش را بلند می‌کند و توی هوا تکان می‌دهد.

بمب دوم؛ بگو آره
کنسرت آنتراکت ندارد چون دیر شروع شده. آهنگ‌ها به سرعت پشت سر هم اجرا می‌شوند. وسط آهنگ‌ها ملت فریاد می‌ز‌نند «آره. آره» این یکی از پر طرفدارترین آهنگ‌های سیروان است. او اما جواب تماشاچی‌ها را این طوری می‌دهد: «آره رو امشب اجرا نمی‌کنیم» و وقتی سر و صدا بلندتر می‌شود با شیطنت می‌گوید: «اگر همین جوری بی‌حال بخواهید همراهی کنید امشب آره رو نمی‌خونم» و این برای سیروانی که در شروع کمی خجالتی به نظر می‌رسید یک تحول اساسی به حساب می‌آید، «آره من دوست دارم، آره خیلی زیاد» چند دقیقه دیگر سالن یک بار دیگر با همخوانی این تکه می‌ترکد. بمب دوم را «آره» منفجر می‌کند و نتیجه این انفجار فریاد‌های «سیروان دوست داریم» است که بعد از تمام شدن قطعه در فضا می‌پیچد.

بمب سوم؛ خانم‌ها، آقایان؛ زانیار
«زانیار. زانیار» تقریبا بعد از هر آهنگی همه او را صدا می‌کنند؛ «الان می‌خوام آهنگی رو بخونم که همین کسی که صداش می‌کنین اونو ساخته» سیروان این را می‌گوید و ادامه می‌دهد: «به افتخار برادر عزیزم که الان توی سالن نیست.» صدای دست زدن مردم به اوج رسیده که زانیار آرام از در جلویی سالن وارد می‌شود و سریع می‌رود روی یکی از صندلی‌های ردیف اول می‌نشیند؛ «منو بیشتر دوست دارین یا زانیارو» سیروان این را که می‌گوید
همه یکصدا داد می‌زنند «سیروان دوست داریم» اما چند دقیقه بعد دوباره فریاد‌های «زانیار زانیار» برادر کوچک‌تر را مجبور می‌کند که از جایش بلند شود و رو به جمعیت تعظیم کند.

بمب خفیف چهارم؛ جای خالی یک شومن
در طول کنسرت چند بار ناهماهنگی باعث می‌شود برنامه از ریتم بیفتد. خود سیروان سعی می‌کند همه چیز را در کنترل داشته باشد اما گاهی اوضاع از دستش در می‌رود. مثلا یک بار گروه بدون هماهنگی او آهنگی را شروع می‌کند و سیروان ناچار می‌شود کار را همان اول قطع کند. خیلی وقت‌ها هم با کی بوردش درگیر می‌شود که انگار سیمش هی قطع و وصل می‌شود. حتی مجبور می‌شود جلوی مانیتورهای جلوی سن زانو بزند و شخصا با سیم‌ها ور برود. وسط هر آهنگ هم حداقل سه – چهار نفر را باید معرفی کند که این کار هم خیلی به از ریتم افتادن کنسرت کمک می‌کند. این وسط شاید جلو آمدن امید آجیلی بتواند اوضاع را به نفع آقای خواننده تغییر دهد. آجیلی که خودش هم خواننده است و هم آهنگساز در گروه سیروان سازهای کوبه ای می‌زند. او اما در آهنگ «عشق منی» ترومپت به دست می‌آید جلوی سن تا مشترکا کار را اجرا کنند. فیگورهای آجیلی و تلاشش برای بیشتر کردن شور و حال تماشاچی‌ها او را به بمب چهارم کنسرت تبدیل می‌کند؛ بمبی که البته به اندازه قبلی‌ها نمی‌ترکاند اما دوباره برنامه را به اوج برمی‌گرداند. همین جاست که معلوم می‌شود آجیلی به مراتب در اجرای کنسرت شومن تر از سیروان است.
 
دیگر بمبی درکار نیست، شب همگی به خیر
برنامه ساده تمام می‌شود. خود سیروان قبل از اجرای آهنگ «ساعت ۹» می‌گوید که این آخرین آهنگ است. هر چقدر هم که ملت داد بزنند که فلان آهنگ را بخوان فقط لبخند سیروان را جواب می‌گیرند. بعد از تمام شدن کنسرت همه اعضای گروه می‌آیند جلوی سن و خداحافظی می‌کنند. درهای سالن باز می‌شود و جمعیت به سمت بیرون به راه می‌افتند.
خیلی‌ها اما انگار هنوز باورشان نشده که کنسرت همین جوری تمام شده. در راه بیرون رفتن هی برمی‌گردند رو به سن بلکه سورپریزی چیزی منتظرشان باشد اما خبری از غافلگیری نیست. جلوی آسانسور شلوغ سالن همایش‌های برج میلاد این جمله را بیشتر از هر چیز دیگری می‌شنوی؛ «کنسرت خوبی بود!»

seemorgh.com



منبع:
http://www.zibaro.com

   


به گزارش ایسنا، کنسرت حسام الدین سراج که قرار بود طی سه شب در روزهای ۱۸، ۱۹ و ۲۰ تیر ماه در کرمانشاه برگزار شود، لغو شد.
این کنسرت که قرار بود به همت جمعیت دانشجویی خیریه امام(علی) در کرمانشاه برگزار شود، دیشب در اولین شب اجرایش لغو شد.
طبق مشاهده خبرنگار ایسنا، شب گذشته که اولین شب اجرا این کنسرت بود، افرادی که بلیت این کنسرت را در دست داشتند به تالار «انتظار» محل برگزاری این کنسرت مراجعه کردند اما عده‌ای با تجمع مقابل این تالار مانع از حضور مردم شدند و بالاخره پس از گذشت مدتی از سوی مسئولین اعلام شد، برگزاری این کنسرت در امشب و شب‌های آتی لغو شده و افرادی که بلیت تهیه کرده‌اند از روز یک‌شنبه ـ ۲۰ تیر ماه ـ با مراجعه به مکان‌هایی که بلیت کنسرت را تهیه کرده‌اند، می‌توانند مبالغ پرداختی را پس‌ بگیرند.
حسام‌الدین سراج نیز پس لغو کنسرتش در گفت‌وگویی با خبرنگار موسیقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با تایید این مطلب گفت: شب گذشته عده‌ای جلوی در سالن «انتظار» را زنجیر بستند و به مردمی که برای دیدن کنسرت آمده بودند، اجازه ورود به سالن ندادند و ما هم نتوانستیم برای اجرا وارد سالن شویم.
وی با ابراز تاسف از این اتفاق توضیح داد: به‌دعوت یک جمعیت خیریه و جهت کمک به ایتام قصد برگزاری این کنسرت را داشتیم و در واقع یک وجه این برنامه کار انسانی بود و یک وجه دیگر آن کار فرهنگی و برگزاری موسیقی سنتی ایرانی بود که متاسفانه با این عمل انسانی و فرهنگی، مخالفت شد.
سراج معتقد است:عده‌ای با این کار خود به اسم مذهب به مردم و ما توهین کردند.
وی در ادامه با بیان اینکه برگزاری کنسرت در کشور ما از گرفتن مجوز تا کرایه سالن و … خیلی سخت است، تصریح کرد: حال اینکه کنسرت‌ها اینگونه لغو شود، خیلی تاسف‌ برانگیز است.
سراج در بخش پایانی سخنانش گفت: امروزه در کشور فضا برای برگزاری کنسرت پاپ بازتر از کنسرت موسیقی سنتی است، در حالیکه باید موسیقی سنتی را که جزیی از فرهنگ ماست اشاعه دهیم که با این روند فکر می‌کنم موسیقی سنتی به تعطیلی بینجامد.
این هنرمند، این روند را در بی‌انگیزگی دانشجویان رشته‌های موسیقی نیز بی‌تاثیر ندانست.
در ادامه محمدحامد پورجعفری، مسئول برگزاری کنسرت در کرمانشاه نیز درگفت‌وگویی با ایسنا با بیان اینکه با سختی فراوان مجوز برگزاری این کنسرت را از وزارت ارشاد گرفته‌اند، اظهار داشت: برای هماهنگی با گروه «بیدل» و آقای سراج زحمات زیادی متحمل شدیم، اما به راحتی یک عده قانون شکن مانع برگزاری این کنسرت شدند و دو ماه دوندگی ما از بین رفت.
پورجعفری افزود: کار ما کاملا قانونی بود و مجوز داشتیم و سئوال ما این است مسئولین به جای برخورد با این افراد، چرا با مسامحه با آنان برخورد می‌کنند، چرا باید حق ما به این راحتی از بین برود.
وی عنوان کرد: مطمئنا این حرکات بازخورد منفی نسبت به کرمانشاه ایجاد می‌کند و باعث خواهد شد دیگر گروه های هنری نیز نسبت به کرمانشاه ذهنیت خوبی نداشته باشند.
وی گفت: قرار بود تمام عواید حاصل از این کنسرت صرف امور خیریه شود و با درآمد آن بچه‌های خانواده‌های تحت پوشش جمعیت خیریه امام علی(ع) که تاکنون به مشهد مقدس سفر نکرده اند را به این سفر اعزام کنیم که با این کار همه برنامه‌ها از بین رفت.
پورجعفری ادامه داد: با وجود اینکه آقای سراج قبول کرد برای برپایی این کنسرت هیچ مبلغی دریافت نکند، باز هم حدود ۲۱ میلیون تومان هزینه کرده‌ایم و نمی‌دانیم چه کسی باید پاسخگو باشد.
وی در خصوص بلیت‌های فروخته شده نیز گفت: مسئولین ارشاد خودشان اعلام کردند، این افراد از روز یکشنبه برای بازپس‌گیری بهاء پرداختی مراجعه کنند و هیچ هماهنگی با ما در این رابطه نشده، ضمن اینکه تمام این پول‌ها هزینه شده است.
پورجعفری گفت: چند روز پیش کنسرت پاپ در کرمانشاه برگزار شد و هیچ ممانعتی از اجرا آن به عمل نیامد، اما با برگزاری این کنسرت سنتی مخالفت شد و این موضوع جای سئوال دارد.!
 

منبع: isna.ir



منبع:
http://www.zibaro.com

   


سینما فارس–«ام. نایت شیامالان» به بهانه‌ی اکران «آخرین بادافزار» جدید‌ترین کارش گفت که ایده این فیلم از حماسه و اسطوره‌ها می‌آید.

 فیلم جدید شیامالان با عنوان کامل «آواتار: آخرین بادافزار» نخستین بخش از یک مجموعه سه‌گانه است و در قالب اثری تریلر و با موضوعی فراطبیعی ساخته شده است.

شیامالان درباره‌ی ساخت فیلم جدیدش و طبع‌آزمایی در مسیری متفاوت از سایر آثارش گفت: ایده‌ی این فیلم از حماسه و اسطوره‌ها می‌آید و در یک مقیاس بزرگ‌تر طراحی شده و به زبان امروزی درآمده است. من و دخترم در حال تماشای یک اثر اسطوره‌ای بودیم که به ناگاه قلاب احساسات من با این موضوع درگیر شد و فکر پروراندن ایده‌ی اولیه‌ به ذهنم رسید و تصمیم به نوشتن فیلمنامه گرفتم و دخترم هم در پروراندن موضوع و گسترش ایده‌ی اولیه به من کمک کرد.

شیامالان درخصوص میزان فروش احتمالی فیلم « آخرین بادافزار» گفت: نخست این‌که عموما من دیدگاه خوب و مثبتی درباره‌ی فروش این فیلم دارم و چون در فیلم‌هایم در تمام مراحل ساخت کارم رویکردی همراه با صداقت دارم به موفقیت آثارم امیدوارم.

وی افزود: دوم این‌که بیشتر موضوعاتی که برای من جالب و هیجان‌انگیزند، برای مردم هم جالب‌اند.

شیامالان در خصوص جلب توجه کمپانی‌های فیلمسازی‌ برای سرمایه‌گذاری روی آثارش نیز گفت: اکثر شرکت‌های فیلمسازی فقط به‌دنبال این هستند که فیلم‌شان پولساز باشد و مسلما اگر چیز‌های مورد علاقه‌ی شما برای مخاطب هم جالب باشد، شما پتانسیل این را خواهید داشت که مورد نظر و توجه کمپانی‌ها باشید.

وی افزود: البته همه شرکت‌های فیلمسازی فقط به بهره‌مندی مالی فکر نمی‌کنند و چنین کمپانی‌هایی به حمایت از کارهای من پرداخته‌اند.

شیامالان در ادامه گفت: البته من در روند ساخت آثارم و یافتن تهیه‌کننده همواره خیلی‌خیلی خوش‌شانس بوده‌ام و در روند تولید کمتر به مشکل برخورده‌ام.

کارگردان «آواتار: آخرین ابادافزار» درباره‌ی عنوان فیلمش آواتار گفت: این لغت یک کلمه‌ی سانسکریت است و به فرهنگ‌های مختلف راه‌یافته است.

شیامالان درباره‌ی شخصیت‌های حاضر در فیلم اخیرش گفت: شخصیت‌های فیلم هم از اسطوره‌های قدیمی گرفته شده‌اند و البته تطبیق داده شده‌اند و شما می‌توانید خودتان را در این آثار بیابید و ببینید.

ام نایت شیامالان درباره‌ی بخش‌های بعدی این فیلم نیز به واشنگتن پست گفت: فیلم به شکلی به پایان می‌رسد که امکان ادامه‌ یافتن نیز دارد و پایان بسته‌ای برایش طراحی نشده است.

وی در پایان گفت: من یک فیلمنامه‌ تریلر دیگر هم نوشته‌ام و منتظر عکس‌العمل مخاطبان و سینمادوستان هستم تا اگر ممکن شد آنرا هم به شکل ادامه آواتار: آخرین بادافزار مقابل دوربین ببرم.

به گزارش ایسنا، فیلم آخرین بادافزار از حضور بازیگرانی چون «شانون تویب»، «کلیف کورتیس» و «کیونگ سیم» بهره می‌برد.

آخرین بادافزار نخستین قسمت از پروژه ویژه‌ای با عنوان کلی «آواتار» خواهد بود و در دو قالب سه بعدی و عادی اکران می شود.

همچنین «نواه رینگر»، «جکسون رابتون» و «دو پاتل» (“جمال” فیلم میلیونر زاغه نشین ) نقش آفرینی دارند و فیلم ترکیبی از رئال و انیمیشن است.

شرکت فیلمسازی «پارامونت پیکچر» با همکاری «نیکلودئون موویز» تهیه و تولید آخرین بادافزار را برعهد دارند و ۲۸۰ میلیون دلار خرج فیلم کرده اند.

فیلم «شیامالان» با نگاهی نمادین به چهار عنصر اصلی حیات شامل هوا، آب، خاک و آتش هرکدام از این عناصر را در قالب یک شخصیت داستانی به تصویر کشیده است.

«شیامالان» مضمون فیلم اخیر را اکشن و حادثه‌ای خوانده و افزود: کل ماجرای فیلم در مدت زمان دو ساعت رخ خواهد داد.

داستان فیلم درباره آخرین بازمانده گروهی جنگجو به اسم آواتار است که بایستی با یک حکومت ظالم مقابله کنند .

«ام. نایت شیامالان» خالق آثاری چون «نشانه‌ها» و «اتفاق»، با فیلم «حسن ششم» خود را در عالم سینما به عنوان فیلمسازی توانا مطرح کرد.

شیامالان، استاد فیلم های ماوراءالطبیعه، به خاطر فیلم‌های تریلر و دلهره‌آور خود به عنوان سلطان ژانر تریلر در سینما معروف است.

«شیطان» جدیدترین پروژه سینمایی«شیامالان» هم برای اکران در نیمه دوم سال آماده می‌شود.



منبع:
http://www.zibaro.com

   


خواننده‌ها جایی برای تبلیغ ندارند
سعید شهروز با آلبوم موفق «غزلک» در سال ۱۳۷۹، نگاه‌ها را به سمت خودش جلب کرد. غزلک، پرفروش‌ترین آلبوم سال ۷۹ شد و با بیش از ۴ میلیون نسخه فروش در ردیف پرفروش‌ترین کارهای موسیقی پس از انقلاب قرار گرفت.
حتما این بخش از ترانه او را به یاد می‌آورید که می‌خواند: «پشت پلکام عکستو نقاشی کردم غزلک…» شهروز در این آلبوم، آهنگ گل یخ را همراه زنده‌یاد ناصر عبداللهی اجرا کرد.
همچنین یکی از محبوب‌ترین و عاشقانه‌ترین کارهای او این ترانه است:‌ «پسرم بزرگ شدی لالایی‌هام یادت نره، چقد واسه‌ات قصه بگم دوباره خوابت ببره» او در سال‌هایی که تازه موسیقی پاپ در ایران پا گرفته بود، مجوز فعالیت گرفت و به دلیل این که به تقلید و شعرهای بی‌محتوا و سبک روی نیاورد، طرفداران زیادی پیدا کرد. این خواننده، ترانه‌های مناسبتی زیبایی را در وصف امام زمان (انتظار زمین)، شهید فهمیده (بچه‌های بهشت)‌، حضرت فاطمه (سفر)‌ و… خوانده است.
معبد، پسرم، گلابتون، نقره‌داغ و پسرای مشرقی از مطرح‌ترین آلبوم‌هایی هستند که شهروز‌ روانه بازار کرده است. این خواننده اصلیتی نهاوندی دارد. بین هفتمین و هشتمین آلبوم شهروز یعنی «پسرم و بی‌خوابی» ۳ سال فاصله افتاد. این فاصله زمانی باعث شد که خیلی‌ها فکر کنند او از عرصه خوانندگی کناره گرفته است؛ اما شهروز‌ با جدیدترین آلبومش به شایعه‌ها پایان داد. او قصد دارد در نخستین روزهای تیرماه، پس از ۷ ماه کنسرتش را به سرپرستی بهنام ابطحی برگزار کند. به همین بهانه سراغش رفتیم و با او درباره فعالیت‌های جدیدش هم‌صحبت شدیم.

 
در این سال‌ها خیلی‌ها از روی دست خوانندگان دیگر تقلید کرده‌اند. تو به فکر تقلید نیفتاده‌ای؟
نه. من سعی کردم از اول خودم باشم. کسانی که متهم به تقلید هستند هم الزاما تقلید نکرده‌اند. شاید آن جور خواندن در خونشان بوده است. نمی‌شود بگویی حتما تقلید کرده‌اند. تقلید ممکن است در شروع منجر به تولید یک کار نسبتا خوب شود؛ اما در درازمدت اگر با تو عجین شود،‌ به کارت لطمه می‌زند.
در ترانه‌هایت بعضی وقت‌ها مضمون خشم و انتقام و نفرت زیاد دیده می‌شود. مثل ترانه‌ای که در آن می‌خوانی «سر به دیوار می‌زنم از لج تو» یا «آهای زمین یه لحظه تو نفس نزن».
در آن ترانه یک نفر دارد التماس می‌کند. خیلی موضوع انتقام مطرح نیست. من سعی می‌کنم اشعار احساس‌برانگیز‌ انتخاب کنم و می‌کوشم واقعیت دل طرف را بگویم، حتی سعی می‌کنم قهر را هم لطیف بگویم. در یکی از ترانه‌هایم می‌گویم «بیا این خونه این کبریت تلافی کن ولی برگرد»، «بیا زندگی‌ام را آتش بزن ولی باز هم برگرد» من ترانه‌ای می‌خوانم که شعرش را دوست داشته باشم.
قبول داری یک مدت ترانه‌هایی با مضمون «نفرت» خیلی محبوب شدند؟
بله. اما من هیچ زمانی این طوری نخواندم. فکر می‌کنم یک خواننده باید از یک احساس لطیف بگوید. هر کسی سلیقه‌ای دارد. جنس کار من این طوری نیست که از انزجار بگویم. من دوست دارم مضمون کارهایم عاشقانه باشد. «پسرم» عشق یک پدر به پسرش را نشان می‌داد. مضمون‌های اجتماعی را هم دوست دارم.
تاکنون با خواننده‌های دیگر کار مشترک هم خوانده‌ای؟
من در آلبوم «غزلک» یک کار مشترک با ناصر عبداللهی‌ داشتم. او خودش ترانه آهنگ «گل یخ» را ساخته بود و افتخار داشتم که با او بخوانم.
هوادارانت برای تو وبلاگ‌های زیادی راه انداخته‌اند. نظرت درباره این وبلاگ‌ها چیست؟
من اصلا در جریان اینها نبودم. آنها سال‌ها این مطالب را منتشر می‌کردند و من نمی‌دیدم. بعدها بود که دیدم خیلی به من محبت دارند. گاهی اگر سوالی داشته باشند، به آنها جواب می‌دهم و یک سایت رسمی هم دارم.
الان مشغول چه کاری هستی؟
صبح تا شب تمرین می‌کنم. کنسرت در یک شب اتفاق می‌افتد؛ اما پیش‌تولیدش دو سه ماه طول می‌کشد.

تا حالا تیتراژ سریال نخوانده‌ای؟
نه. قرار بود تیتراژ سریال «نرگس» را بخوانم. با تهیه‌کننده‌اش هم صحبت کردم؛ اما این اتفاق نیفتاد. به من خیلی کم‌لطفی شده؛ اما خدا را شکر می‌کنم که مردم صدایم را دوست دارند و کارهایم را گوش می‌دهند و فقط دلم به اینها خوش است.
خواندن تیتراژ چقدر در موفقیت یک خواننده تاثیر می‌گذارد؟
هر خواننده‌ای که الان دارد خوب کار می‌کند، باید ممنون تلویزیون باشد. تلویزیون بعد تبلیغاتی خیلی خوبی دارد. این خواننده‌ها تریبونی داشته‌اند که خواه ناخواه دیده می‌شوند. وقتی یک تیتراژ سریال مکرر پخش بشود، نام خواننده‌اش در ذهن مردم می‌ماند.
ما خواننده‌ها جایگاه خاصی برای تبلیغ نداریم. ما شبکه تخصصی موسیقی نداریم که صدای ما را به گوش این و آن برساند. کسی نمی‌آید تخصصی بحث کند که خواننده‌های ما چه سبکی می‌خوانند. وقتی اینها نیست تیتراژ‌ یک غنیمت است. بویژه وقتی سریالی پربیننده باشد و مردم را پای تلویزیون بنشاند. مثل سریال‌های «دلنوازان» و «میوه ممنوعه».
من ۸ تا آلبوم دارم. ترانه‌هایم از رادیو خیلی کم پخش شده است. البته رادیو جوان خیلی به من لطف داشته و آقای مهران دوستی،‌ زمانی که هنوز خواننده نشده بودم، مرا به برنامه‌اش دعوت کرد. قرار بود آلبوم «پسرای مشرقی» من بیرون بیاید.
فکر می‌کنم کارهایت به خاطر سرقت‌های اینترنتی خیلی لطمه خورده‌اند. در این رابطه توضیح بده.
بله. هر کاری که می‌خوانم، بلافاصله فایل‌هایش را روی اینترنت آپلود می‌کنند. همین اینترنت باعث شد بزرگان موسیقی و پخش‌کننده‌ها شغل‌هایشان را عوض کنند. طرف با هزاران زحمت کاری را تولید می‌کند؛ اما ثروتش به باد می‌رود. واقعا اگر عشق به خوانندگی نبود، این کار را کنار می‌گذاشتم؛ چون اصلا درآمدی از آن حاصل نمی‌شود.
 از این موضوع شکایت نکرده‌ای؟
نه. جایی برای شکایت نیست. اگر بود آنهایی که تغییر شغل داده‌اند، شکایت می‌کردند. اصلا این کار به من ربطی ندارد. تهیه‌کننده باید دنبال شکایت برود. من در مصاحبه با رسانه‌ها از مردم خواسته‌ام که ما خواننده‌ها را حمایت کنند.
برخی مردم دوست دارند یک چیزی را راحت به دست بیاورند. آنها نمی‌دانند پشت آن آلبوم چند سال زحمت بوده است. من برای آلبوم «بی‌خوابی» واقعا زحمت کشیده‌ام و سعی کردم آلبوم متفاوتی به بازار بفرستم؛ اما واقعا برخی‌ها حمایت نکردند.
آلبوم غزلک خیلی پرفروش بود. فکر می‌کنی یکی از علت‌هایش این بود که دچار سرقت فرهنگی نشد؟
بله. جالب است که هنوز هم دارد می‌فروشد. آلبوم «معبد» و «نقره‌داغ» هم خوب فروخت. آن موقع هنوز سی‌دی نیامده بود. مردم از نوار کاست استفاده می‌کردند. طرف می‌دید اگر بخواهد نوار کاست را کپی کند، برایش گران‌تر تمام می‌شد. در همه جای دنیا، قیمت محصولات فرهنگی در طول زمان بالا می‌رود؛ اما اینجا برعکس است. من اهل گله و شکایت نیستم. شاید تقدیر این است.
درباره ترانه «لری» آلبوم بی‌خوابی توضیح بده.
من به خاطر اصالت خانوادگی‌‌ام در هر آلبومی، یک ترانه با لهجه «لری» می‌خوانم. کسانی که این لهجه را دوست دارند، از این کارها استقبال می‌کنند.
در این آلبوم یک کار بازترکیبی (رمیکس) هم خوانده بودی.
بله این کار گلچینی از ترانه‌های محبوب همه آلبوم‌هایم بود. اولین بار است که ترانه‌هایی از آلبوم‌های مختلف بازترکیب (رمیکس)‌ می‌شود. اولین بار صفاریان در آلبوم فریدون، کارهایش را به صورت رمیکس خواند. بعدش این کار مد شد.
معمولا چه ترانه‌ای از رادیو گوش می‌دهی؟
معمولا رادیو گوش می‌دهم یا اگر ترانه‌ای به‌روز و زیبا باشد، می‌شنوم. ترانه خودم را هم گوش می‌دهم. معمولا زمان‌هایی که کارهایم در حال تولید هستند، گوش می‌دهم تا اگر ایرادی داشت، آن را برطرف کنم و همچنین صدایم را برای نزدیکانم می‌گذارم تا نظر بدهند.
در زندگینامه‌ات نوشته شده پدرت با خواننده ‌شدنت مخالف بود، چرا؟
پدرم اولش زیاد با من همکاری نمی‌کرد. پدر و مادر‌ها همیشه دوست دارند بچه‌هایشان دکتر یا مهندس شوند.
از کی فهمیدی به خوانندگی علاقه داری؟
از وقتی در جمع دوستان می‌خواندم و چند تا «به‌به و چهچه» می‌شنیدم. حدود سال ۷۰ بود و پس از آن جسته و گریخته می‌خواندم. استاد مجتبی میرزاده مرا به شرکتی معرفی کرد و آنجا صدایم را تست کردند و با من قرارداد آلبوم «پسرای مشرقی» را بستند.
 

منبع: jamejamonline.ir



منبع:
http://www.zibaro.com

   


کار تبلیغی یک گروه موسیقی زیر زمینی قرار است از صدا و سیما پخش شود.
فروزنده که مسئولیت این گروه زیرزمینی را برعهده دارد اخیرا در گفتگویی اعلام کرده کاری تبلیغاتی ساخته که تحویل موسسه سفارش دهنده آگهی شده و قرار است تا از صداوسیما به نمایش درآید.
مسئول این گروه در این خصوص گفته است درآمدهای مجاز گروهش از راه تبلیغات است و به درآمدهای گروه از راه موسیقی زیرزمینی اشاره ای نکرده است.
گفتنی است این گروه قبلا آهنگ “سوسن خانم” را اجرا کرده بود.
 

منبع: fardanews.com



منبع:
http://www.zibaro.com

   


به گزارش تهران امروز، ورود خواننده‌های لس آنجلسی به ایران اکنون سوژه ای برای تفاخر دولت شده است تا جایی که به نوعی از حضور این افراد دفاع کرده و حضور این افراد را نیز توجیه می‌کنند، همانطور که دبیر شورای‌ اطلاع رسانی ‌دولت در این باره نوشته است: « اخیرا خبرهایی منتشر شده که البته تایید هم نشده است و حاکی از آن است که برخی خوانندگان لس‌آنجلس‌نشین به کشور برگشته‌اند و البته همین شایعه موجب عصبیت شدید محافل ضد نظام مقدس جمهوری اسلامی در خارج از کشور به‌خصوص آمریکا شده است.‌»
مرد تنهای شب تصمیم گرفته که به سرزمین مادری برگردد و در اینجا بخواند و آلبوم منتشر کند. ضمنا پسرش را هم با خودش آورده. ماجرای آمدن حبیب به ایران و درخواست مجوز و آلبوم و کنسرت و باقی جریانات از وبلاگ رضا رشید پور، مجری تلویزیون شروع شد. حبیب در حالی که مشغول آماده کردن آلبوم موسیقی خود درتهران بود شایعه شد به رئیس جمهور نامه نوشته است: « اینجانب تاکنون در آهنگ‌های خود هیچگاه علیه نظام جمهوری اسلامی ایران چیزی نخوانده ام. خواهشمندم به دلیل وضعیت جسمانی من، با بازگشتم به ایران موافقت فرمایید زیرا من از یک بیماری صعب العلاج(سرطان) رنج می‌برم.» بعد تر و با انتشار اخبار ماجرای حضور حبیب در تهران ملاقات وی با مشایی تایید شد. به جز این دو چند تن دیگر از فعالان عرصه موسیقی نیز در این دیدار خصوصی حضور داشتند. تا اینکه خبرهای کامل‌تری از این دیدار منتشر شد. « علی ترابی » رئیس دفتر موسیقی ارشاد هم اعلام کرد که مدتی قبل ایشان برای انتشار یک آلبوم موسیقی در داخل کشور درخواستی برای دفتر موسیقی ارشاد نوشته‌اند، اما صحبتی از برگزاری کنسرت در داخل کشور نبوده است. برای اعطای مجوز به این آلبوم نیز همچون آلبوم‌های دیگر و براساس برنامه اداری؛ مطابق ضوابط عمل خواهیم کرد و درخواست ایشان درحال بررسی است.
حبیب این روزها در ایران چه می‌کند؟ او می گوید: « زندگی!‌‌» اما جزئی‌ترش را که بخواهید ماه‌های اول حضورش در ایران را بیشتر به دنبال بازپس گرفتن پاسپورت و لپ‌تاپش بوده که در بدو ورودش به فرودگاه ایران ضبط شده بود. حبیب محبیان متولد ۱۳۳۱ اصالتا اهل رضائیه است. دوران دبیرستان او مصادف با دهه ۶۰ اروپا و پیدایش گروه بیتلز بود که به آموختن موسیقی و نواختن گیتار که ساز مورد علاقه‌اش بوده روی آورد. چند سال بعد طی تبلیغ رادیو و تلویزیون برای استخدام خواننده راهی آنجا می‌شود. حبیب تصمیم قطعی‌اش را برای زندگی در ایران گرفته و طی مدت اقامتش در ایران کلیپ‌هایی را ضبط کرده که یکی از این کلیپ‌ها سر مزار مادرش در بهشت زهرای تهران گرفته شده است. گفته می‌شود که حبیب با پاسپورتی خاص از ایران خارج شده و طی همه این سال‌ها او با برخی نیروها در ایران همکاری داشته است. به گزارش تابناک گفته می‌شود در یک مهمانی درخواست اجرای قطعه از حبیب شده است و او درخواست ۶۰ میلیون می‌کند. همچنین یکی از مجله‌های داخلی تصمیم به انتشار عکس او روی جلدش می‌گیرد که حبیب درخواست ۱۲۰ میلیون تومان می‌کند!
 

منبع: tehrooz.com



منبع:
http://www.zibaro.com

   


درباره وبلاگ


آخرین پستها


نویسندگان


آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :