تبلیغات
stillman - مطالب شهریور 1389

عکسهای ژیلا صادقی در حال غواصی

پنجشنبه 25 شهریور 1389 نویسنده: عبداله حسینی |



منبع:
http://www.zibaro.com

   


عکسهای سریال اوسنه پادشاهی

پنجشنبه 25 شهریور 1389 نویسنده: عبداله حسینی |

 



منبع:
http://www.zibaro.com

   


البوم جدید محسن یگانه

دوشنبه 22 شهریور 1389 نویسنده: عبداله حسینی |


مدی نه، مودی!
محسن یگانه، خواننده جوانی که این روزها آلبوم جدیدش «رگ خواب» گل کرده، از حال و هوای ترانه‌هایش می‌گوید و جویای نام بودن
متولد ۱۳۶۴ است. اما در ۲۵ سالگی آن قدر معروف است که نامش را می‌توان بالای فهرست پرطرافدارترین خواننده‌های پاپ دید. بعضی‌ها پشت سرش می‌گویند که شبیه فلان خواننده آن ور آبی آهنگسازی می‌کند، خودش را با محسن چاووشی بزرگ کرده، اعتماد به نفسش زیاد است و هزار جور از این حرف‌ها. اما هر چه که هست، بین جوان‌ها خیلی طرفدار دارد. موسیقی اش موسیقی جوان است. یکی، دو نسل قبل تر معمولا با موسیقی اش ارتباط برقرار نمی‌کنند. بیشتر کارهایش را هم خودش ترانه سرایی می‌کند. هم آهنگسازی، هم تنظیم و هم خوانندگی. با این که زیرزمینی شروع به کار کرد اما روند کارش ثابت است. با آن که تیتراژ ماه عسل آن قدر معروف شد که هنوز هم مردم در ذهنشان مانده اما نمی‌توان گفت مثل خیلی از خواننده‌های دیگر با تلویزیون معروف شده. بیشتر روی پای خودش ایستاده. رک و راست است. راحت ارتباط برقرار می‌کند. بر خلاف خیلی‌های دیگر که جلوی خبرنگار جماعت ژست می‌گیرند که ما فلانیم و بهمان، خودش است. حرفی در دلش نمی‌ماند که نزند. خودش قبول دارد که هنوز هم کم تجربه است اما می‌گوید خانه پر چهار، پنج سال دیگر کار موسیقی می‌کند. در این چند خط بالا احتمالا دستتان آمده است که با چه شخصیتی روبه رو هستید!

قبول داری که تقریبا فقط جوان‌ها موسیقی تو را گوش می‌کنند؟ به نظر خودت موسیقی تو چه ویژگی‌ای دارد که فقط جوان‌ها را جذب می‌کند؟
قبل تر من محدوده بازتری داشتم. الان شاید حوزه مخاطب‌های من به صحبت شما نزدیک تر شده باشد؛ البته نه به این حدی که می‌گویید، در این رنج سنی که می‌گویید بیشترین طرفدار را دارم و تعدادشان هم خدا را شکر کم نیست. این که فکر می‌کنم هنوز افراد متفاوتی هستند که حوصله دارند به من گوش بدهند، برایم خیلی ارزشمند است. من از همان اول خیلی سطحی کارم را شروع کردم؛ یعنی شعر و موسیقی من سطحی بود و البته غمگین. بگذارید روشن‌تر بگویم؛ یک وقت، یک غم و درد عمیقی به سراغت می‌آید که هیچ کاری تو را آرام نمی‌کند، یک وقت هم هست که تو غمی را احساس می‌کنی که با یک گریه کوچک از بین می‌رود. مخاطبان من موسیقی‌های سطحی من را گوش می‌دادند؛ کارهای غمگینی که اصلا نیازی نداشت درباره‌شان فکر کنی. همان اول آهنگ متوجه می‌شدی که داستان از چه قرار است و به سرعت هم با  آن ارتباط برقرار می‌کردی.

مخاطب این آهنگ‌های سطحی و غمگین چه آدم‌هایی بودند؟ شکست خورده‌های عشقی یا مثلا ورشکسته‌های بازار؟
مثل سوال اولتان بگویم که نمی‌شود گفت همه مخاطبان من شکست خورده‌های عشقی بودند اما اکثرا همین اتفاق برایشان افتاده بود. بیشتر آن‌هایی که آهنگ‌های من را گوش می‌کنند یا با  آنها خاطره دارند، بیشتر سابقه شان در همین زمینه شکست عشقی است.

خوشحالی که بین طرفداران ترانه‌هایت این قدر آدم غمگین بود که باعث شدند آهنگ‌های تو دست به دست بچرخند؟
خود من هم یک آدم غمگینم. شوخی می‌کنم، بگو بخند می‌کنم ولی بالا بروم، پایین بیایم یک غصه‌ای ته دلم دارم که حل نمی‌شود. خود من هم الان غمگینم، برای همین به سمت آهنگ‌های غمگین می‌روم که بتوانم خودم را تخلیه کنم. از یک بابت از این که شاید با در آوردن اشک بعضی‌ها بار غصه شان را کم کنم خوشحالم، یعنی راضی نیستم که اشک کسی را دربیاورم اما خودتان می‌دانید بعضی وقت‌ها تنها راه چاره این است که خودت را با یک موسیقی غمگین خالی کنی. اما در کل از اینکه آدم غمگین داریم و خود من هم یکی از آن‌ها هستم راضی نیستم.

چون خودت غمگین بودی، چنین آهنگ‌هایی دادی بیرون یا صرفا به این ایده رسیدی که قطعه‌های غمگین ممکن است بترکانند؟
من در اوج تنهایی آمدم به سمت موسیقی، لحظه‌هایی که به یک کمبود عمیق پی می‌بردم و به قول خودمان به صفر می‌رسیدم و اگر یاد خدا نبود واقعا منفجر می‌شدم. آن موقع‌هایی که خودم را تنهای تنها در یک فضای تاریک می‌دیدم، می‌نشستم و با موسیقی خودم را آزاد می‌کردم.

یعنی غم خودن از تنهایی نشات می گرفت؟
از تنهایی عمیق.

الان هنوز هم حل نشده؟
چرا باباٰ، کاملا از تنهایی درآمده ام بیرون و از زندگی‌ام بسیار راضی هستم. مساله مهم این است که یک‌ آدم تنها بخواهد درباره تنهایی بخواند. طبعا سخنی که از دل برآید لاجرم بر دل می‌نشیند. ما نمی‌توانیم از خاطراتمان فرار کنیم. به نظرم شجاعت این است که به خاطره‌هایت برگردی و به خودت افتخار کنی که مثلا من آدمی بودم با این سابقه که این شدم. من به شخصه آدم تنهایی بودم ولی الان به هیچ وجه چنین حسی ندارم. من ازدواج کرده ام و نحوه زندگی ام عوض شده است. حالا شاید بخواهی بپرسی که آیا آدمی که تغییر کرده است، هنوز می‌تواند در همان فضا شعر بگوید، آهنگ بسازد و با همان حس بخواند؟ باید بگویم بله،‌ من که نمی‌توانم خودم را در یک موقعیتی جا بزنم و بگویم از اول همین بوده ام. دوباره به خاطره‌هایم بر می‌گردم، دوباره خودم را در آن لحظه‌های تلخ تصور و همان‌ها را تعریف می‌کنم. برای همین هنوز شنونده من قصه غم‌هایم را می‌شنود.

با این اوصاف حالا که حالت خوب است هم باز این موضوع‌های غمبار مضمون شعرهایت خواهند شد؟
موضوع و حرف برای گفتن آن قدر زیاد هست که آدم به سراغشان برود و اسیر تکرار نشود اما صد در صد من این مضمون را باز هم به کار می‌گیرم.

چطور به این نتیجه رسیدی که کار مشترکی با محسن چاووشی می‌ترکاند؟
من و محسن کارهای مشترک زیادی انجام داده ایم اما نشکن دلمو و نفس بریده از همه آن‌ها معروف‌تر شد. قبل از نشکش دلمو با هم کارهای دیگری هم انجام داده بودیم. اما این قطعه ماجرای دیگری داشت؛ زمانی که داشتیم این قطعه را ضبط می‌کردیم من هم برای خودم در استودیو این قطعه را می‌خواندم، همان طور که می‌دانید صدای من چپ کوک است و شعر‌ها را با یک تونالیته دیگری نسبت به محسن چاووشی می‌خوانم. در آن لحظه به این نتیجه رسیدیم که صدای من چقدر در این آهنگ می‌نشیند. محسن اصرار کرد که بیا این قطعه را با هم بخوانیم و من هم قبول کردم.

روند زیرزمین تا روی زمین را چطور طی کردی؟ از یک خواننده زیرزمینی، رسیدی به تیتراژ تلویزیونی و بعد هم آلبوم.
شما همه چیز را تعریف کردید به جز دو سالی که من سکوت کرده بودم. از آخرین کاری که روی اینترنت منتشر کردم تا اولین آلبومم دو سال سکوت کردم و هیچ کاری پخش نکردم. فقط همان تیتراژ «ماه عسل» را بیرون دادم. یک چیزی به من ثابت شد؛ این که حتی وقتی زیرزمینی هستی، اگر دید مثبتی داشته باشی، اتفاق‌های خوبی برایت می‌افتد. اگر شیطنت نکنی، شرایط هم با تو همسو می‌شود. من قبلا کار غیرمجاز منتشر کرده بودم و ضررهایی هم از این بابت دادم که هیچ وقت به طور کامل جبران نمی‌شود. شرکتی که دنبال مجوز برای کارهای من بود خیلی بیشتر از مجوز گرفتن برای یک خواننده صفر کیلومتر تلاش و دوندگی کرد. برای من هم که سه سال عادت به حرف زدن داشتم خیلی سخت بود که دو سال سکوت کنم. یک سال اول که خیلی سخت گذشت. این که می‌گویم سخت برای یک دقیقه اش است. من بودم و روز و شب با یک لپ تاپ مشغول کار موسیقی. هر هفته دوبار می‌آمدم بیرون با دوستان گشتی می‌زدم وباز می‌رفتم پای همان لپ تاپ کذایی. تنظیم را همان موقع یاد گرفتم.

بالاخره این سکوت تو اجباری بود یا اختیاری؟
«آخه دل من» آن روز‌ها خیلی بازارش داغ بود. چون هنوز درگیرفید بک‌های این کار اینترنتی‌ام بودم، یک سال طول کشید تا گرد و خاک آن قطعه بخوابد و بتوانم برای مجوز اقدام کنم. بعد هم به این فکر می‌کردیم که شخص من چطور به آدم موجه و مجازی تبدیل شود که اصلا مجوز دادن به آلبوم‌هایش در دستور کار قرار بگیرد. طبیعتا این پروسه همین قدر هم زمان می‌برد.

چرا سعی داری به هر قیمتی ایده‌هایی داخل کارهایت اجرا کنی؟ برای فروش بیشتر؟ مثلا ایده اسم آلبومی که می‌خواستید بگذارید «این سی دی رو بخر» یا حرف زدن با ناظر ضبط در یکی از قطعه‌ها.
دارید قضیه را کاملا برعکس نگاه می‌کنید. این آلبوم من یک داستان عجیب و غریبی بود. می‌توانم بگویم این آلبومی که بیرون آمده با آن چیزی که من می‌خواستم ۴۰ درصد تفاوت دارد؛ مثلا چهار تا از قطعه‌های این آلبوم حذف شدند؛ چهار قطعه ای که تمام ایده‌های جدید من در آنها لحاظ شده بود. نمی‌خواستم بعد از چهار سال آلبومی بدهم که در آن هیچ ایده جدیدی به چشم نیاید. برای این که خلا آن‌ها حس نشود مجبور شدم قطعه آدم‌ها را به آلبوم اضافه کنم. خواستم یک کوچولو کار جدید توی آلبوم بگنجانم که بگویم بابا من هم خدا وکیلی آدم باهوشی هستم و آن قدر‌ها هم که قیافه ام می‌زند خنگ نیستم. قبول دارم این دو تا کاری که می‌گویید، ایده‌های خوبی بودند، اما در عین حال الان اگر به عقب برگردم، قطعه آدم‌ها را از آلبوم حذف می‌کنم. «من تو رو کم دارم» را هم همین طور. اگر برگردم به عقب سر اسم آلبوم هم مثل بچه آدم اسم رگ خواب را از اول اعلام می‌کنم. البته می‌دانم سر آلبوم بعدی هم باز تمام این اتفاق‌ها تکرار می‌شوند و من درس نمی‌گیرم.

ما به عنوان شنونده دفعه اول هنگام مواجه شدن با ایده‌ها، می‌گوییم اااااا چقدر با حال. دفعه دوم حالمان بد می‌شود. کار به شدت تاریخ مصرف پیدا می‌کند، فکر نمی‌کنی این به ضرر تو باشد؟
حالا من از شما بپرسم؛ اگر آلبوم من بدون هیچ حاشیه ای مثل آلبوم قبلی بیرون می‌آمد، مثلا آهنگی مثل «سکوت» با «راست چپ» توی آلبوم نباشد می‌دانید چه می‌شد؟ همه می‌گفتند ای بابا،‌ یک کار تکراری کرده و دارد مثل همیشه دور خودش می‌چرخد. اینرا خیلی‌ها می‌گویند و من از این که فکر کنم یک آدم تکراری ام بیزارم. چون پیش خودم فکر می‌کنم عرضه دارم ایده‌های جدید بدهم و وقتی این اعتماد به نفس را دارم این کار را می‌کنم. البته من برای این کار خیلی فکر نداشتم. پشت میکروفون بودم، همین سوتی را دادم و دلم خواست توی آلبوم هم بازسازی اش کنم. خوشم می‌آمد و کیف داد؛ همین. صدای ناظر ضبط هم خودم هستم. منتها میکروفن را بردم جلوی فن کامپیوتر که صدایم تغییر کند و تابلو نشود.

مگر کارهایت را در خانه ضبط می‌کنی؟
موسیقی پایه و ریتم را بله؛ ولی ساز و خوانندگی باید در استودیو انجام شود تا کیفیت مطلوبی داشته باشد.

از ماه عسل به بعد پیشنهاد تلویزیونی داشتی؟
تیتراژ برنامه نشان بی نشانه‌ها که درباره آدم‌هایی از جنگ بود که به شان بی‌توجهی شده بود. من این موضوع را دوست داشتم و آن را درک می‌کنم و موسیقی اش را هم با تمام احساسم ساختم. «آدم‌ها» یا همان «یک آسمان آبی» هم تیتراژ یک فیلم تلویزیونی بود که متاسفانه آن جا کار نشد ولی در آلبوم می‌توانید آن را گوش دهید.

طول کشیدن آلبوم کار تو بود برای شانتاژ خبری بیشتر یا به علت پروسه طولانی ارشاد؟
تقصیر من بود. توی این آلبوم خیلی بی تجربه بودم. در آلبوم بعدی جور دیگری برخورد خواهم کرد. تنظیم‌ها را زود شروع نمی‌کنم که همه چیز خراب شود و قطعات زیادی را هم خودم تنظیم نخواهم کرد. خواهش می‌کنم در لیوانی که تمام زورم را زده ام تا پرش کنم، این قدر با میکرومتر دنبال فضاهای خالی نگردید.

چرا در آلبومت آن قدر عکس مانکنی گذاشته ای؟ این کار مد است؟
من مودی هستم ولی مدی نیستم؛ یعنی مد جامعه برایم تعیین تکلیف نمی‌کند؛ ‌مثلا یک هفته دوست دارم زرشک پلو شیرازی بخورم ولی هفته بعد حالم ازش به هم می‌خورد! به یک چیزی گیر بدهم خودم را خفه می‌کنم. من تافته جدا بافته نیستم ولی این جوری بزرگ شده ام. دوست دارم شبیه خودم باشم.

یعنی همین طور حال کردی در جلد آلبومت ۸۰ تا عکس بگذاری؟
زیاد نیست به خدا. بابا اگر قرار است عکس من بیرون بیاید بگذار خوب در بیاید دیگر، یا رومی روم یا زنگی زنگ.

ممکن است این همه ایده را برای این داده باشی که صرفا بیشتر شناخته شوی؟
من آدم اقتصادی ای هستم. اگر طرفدارهای من سه نفر آدم باشند من با همان‌ها شده ام محسن یگانه و همه چیز را به خاطر حمایت آنها دارم. شاید آن قدر اولویت نداشته باشد که مخاطب جدیدی جذب کنم؛ همان‌هایی را که دارم نگه دارم بس است. برای همین خیلی نمی‌خواهم در موسیقی بمانم و نهایتا چهار،‌ پنج سال دیگر خداحافظی می‌کنم.

چرا این روزها همه می‌گویند به زودی باز نشسته می‌شوند؟
این جمله‌ها را من دو، سه سالی هست که به همه رسانه‌ها می‌گویم.

دو سال پیش می‌گفتی نهایتا شش سال دیگر یا باز می‌گفتی تا چهار سال دیگر باز نشسته می‌شوم؟
آن موقع می‌گفتم مثلا دو، سه آلبوم دیگر با موسیقی خداحافظی می‌کنم. شاید یک کمی هم بدقول بشوم ولی مدت زیادی نخواهد بود. دوست دارم زندگی عادی خودم را داشته باشم چون زندگی این مدلی خیلی برایم سخت است.

از دردسر‌های این بچه معروف بودن هم برایمان بگو.
من در رشته مهندسی صنایع تهران جنوب درس می‌خواندم و ترم شش انصراف دادم. تو کلاس شیمی دانشکده، استاد از روی فهرست حاضر غایب می‌کرد. به محض این که استاد می‌گفت محسن یگانه بچه‌ها این قدر برگشتند و به من ابراز لطف کردند که استاد به‌شان برخورد و من را از کلاس بیرون انداختند. آن موقع کارهایم هنوز اینترنتی بود و بچه‌ها چهره ام را نمی‌شناختند ولی اسمم برایشان آشنا بود.

این همه انرژی که برای بالا خواندن بعضی قطعه‌ها می‌گذاری منفجر نمی‌شوی؟
مثل وزنه برداری است. وقتی می‌خواهی یک ضرب بزنی فشار بیشتری تحمل می‌کنی. یک عده می‌گفتند این اگر خواننده است چرا وقتی حرف می‌ِزند صدایش شبیه افشین قطبی می‌شود. من تنها لحظه‌هایی که می‌بینم مخاطب پایین سن دارد لذت می‌برد، این فشار یادم می‌رود. من قلبم را عمل کرده ام. یک سری چیزها برایم عوارض دارد، به هر صورت آدم چپ کوکی هستم و دوست دارم بالا بخوانم؛ مثلا «ای خدا دلگیرم» را دو گام پایین‌تر بخوانم، واقعا اثر مطلوب را نمی‌گذارد.

seemorgh.com



منبع:
http://www.zibaro.com

   


کنسرت «آریان» در آمریکا و کانادا

دوشنبه 15 شهریور 1389 نویسنده: عبداله حسینی |

 

 

تور کنسرت گروه پاپ “آریان” به سرپرستی محسن رجب پور از تاریخ ۱۰ مهرماه به مدت یک ماه در آمریکا و کانادا برگزار می شود.
به گزارش مهر، مجموع اجراهای این گروه موسیقی پاپ از لس آنجلس آغاز می شود و در ادامه در شهرهای نیویورک، واشنگتن، سانفرانسیسکو اجرای برنامه دارند و پس از آن در دو شهر ونکوور و تورنتوی کانادا به روی صحنه می روند.
قطعات کنسرت گروه آریان ترکیبی از آثار قدیمی این گروه در آلبوم” گل آفتابگردان” است که با تنظیم جدید ،ریتم تندتر اجرا می شود برهمین اساس “ستاره”، “عید اومد- بهار اومد”، “هنوز برام همونی”، “قاصدک”، “افسونگر”، “بی تو – با تو”،” گمشده من”، “آروم آروم”، “گل همیشه بهار”، “پروانه”، “لحظه‌ها” و “فردا مال ماست” از جمله این قطعات است که توسط این گروه موسیقی اجرا خواهد شد.   
 

منبع: mehrnews.com



منبع:
http://www.zibaro.com

   


به گزارش ایسنا، دو تن از فرزندان «مایکل جکسون» برای اولین بار پس از مرگ پدرشان به مدرسه رفتند.
«پرنس مایکل» ۱۳ ساله و «پاریس جکسون» ۱۲ ساله برای اولین بار در یک مدرسه خصوصی در «لس آنجلس » ایالت «کالیفرنیا» حضور یافته و در سر کلاس نشستند.
این مدرسه میزبان دانش‌آموزانی همچون «پاریس هیلتون» و «متیو پری» بازیگر بوده است.
بر اساس گزارش پایگاه اطلاع رسانی تلگراف، «بلانکت» پسر هشت ساله مایکل جکسون باید در خانه به تحصیل ادامه دهد؛ چرا که هنوز آمادگی حضور در کلاس درس را ندارد.
«کاترین» مادر «مایکل جکسون» در آخرین مصاحبه خود اعلام کرده بود که قصد دارد تمامی نوه‌هایش را به مدرسه بفرستد تا آنها دور از اجتماع بزرگ نشوند.
به گزارش ایسنا، جکسون که در ژوئن ۲۰۰۹ میلادی به یکباره درگذشت، همواره از حضور فرزندانش در انظار عمومی هراس داشت و اگر هم قصد داشت آنها را بیرون بیاورد، با پوشش بر روی صورت این کار را انجام می‌داد.
 

منبع: isna.ir



منبع:
http://www.zibaro.com

   


دنیز دایی – دختر علی دایی

چهارشنبه 3 شهریور 1389 نویسنده: عبداله حسینی |

بقیه در



منبع:
http://www.zibaro.com

   


سلام بازدید کننده گرامی از شما درخواست میکنیم در جدید ترین نظر سنجی سایت شرکت کنید این نظر سنجی همواره در صفحه نخست باقی خواهد ماند تا تعداد نظرات به ۲۰۰ برسد
کدام یک از خوانندگان عرب زیر با حجاب زیبا ترند

نانسی عجرم هیفا وهبی

روبی الیسا

برای شرکت در نظر سنجی بروید به
با استفاده از فرم زیر بگوید زیبا ترین خواننده کدام است


منبع:
http://www.zibaro.com

   


بیوگرافی منصور حیدری

چهارشنبه 3 شهریور 1389 نویسنده: عبداله حسینی |

سید محمد منصور حیدری

نام و نام خانوادگی : سید محمد منصور حیدری

تولد : ۲۹ مرداد سال ۱۳۶۲ چهارشنبه ساعت ۵ صبح در تهران

اصلیت : تهران وزن : ۷۶ قد : ۱۸۱

وضعیت تاهل : مجرد

پدر و مادر : پدر ۸ ساله فوت شدند و مادر خانه دار

خواهر و برادر : خواهر ندارد و ۲ برادر دارد که خودش فرزند دوم است

رشته ی تحصیلی : علوم انسانی تحصیلات : دیپلم

محل سکونت : کرج رنگ مورد علاقه : زرد

گل مورد علاقه : مریم غذای مورد علاقه : قرمه سبزی

فصل مورد علاقه : زمستان و پاییز شهر مورد علاقه : بندرعباس / ونیز در ایتالیا

کشور مورد علاقه : فرانسه ساز مورد علاقه : پیانو

ساز تخصصی : گیتار شاعر محبوب : مریم حیدرزاده

کتاب محبوب : قورباغه را قورت بده

بازیگر مرد و زن محبوب : اکبر عبدی / پرویز پرستویی / الناز شاکردوست

خواننده مورد علاقه : رضا صادقی / عارف / بنیامین / انریکه

دوست صمیمی : حسین صمد زاده و امیر ( از بچگی با هم بزرگ شدند )

اولین قطعه ای که خواند : حقیقت موپرترین فرد در موفقیتش : مادر



منبع:
http://www.zibaro.com

   


مصاحبه اختصاصی با ساسی مانکن

چهارشنبه 3 شهریور 1389 نویسنده: عبداله حسینی |

ساسی مانکن

ساسان حیدری معروف به ساسی مانکن ۲۱ سالشه و متولد ۲۰ آبان سال ۱۳۶۵ میباشد دانشجوی رشته کامپیوتر دانشگاه نبوی قزوین میباشد و اصالتا بچه اهوازه

نظرش هم در مورد رپ فارسی اینه که رپ فارسی خوبه حال میده
غذای مورد علاقش قرمه سبزی
تیم مورد علاقش استقلال
رنگ مورد علاقش آبی
از علی نصیریان و مهناز افشارهم خوشش میاد

بهترین آهنگی که خوندی کدوم بوده گفت : آهنگ حالا برقص

اینم آیدی ساسان : sasy_mankan021

از ١٧سالگی شروع کرده و اولین اهنگش اسمش اینه به خدا مغرور نیستم در حدود یکی دو ماه اخیر شایعاتی بود مبنا بر اینکه مانکن و مخته درتصادف کشته شده اند ولی این شایعه ای بیش نبود و هردو سالم هستن ولی laivrecord یعنی مانکن ومخته از هم جداشدن و علت ان دزدیدن بعضی از کارهاشون بوده
حتما آهنگ پارمیدا رو همتون شنیدین و کلیپش رو هم از شبکه های موزیک دیدین…به نظر ساسان کلیپ پارمیدا زیاد بد نشده…

خونه ی ساسان تو زعفرانیه هست!!!یه داداش داره
در بین رپرها از کار حسام استپس خوشش میاد و از آر اند بی خون خاصی خوشش نمیاد
از ۱۷ سالگی تو عروسی ها میخوند ولی با همکاری که با سروش لشکری کرد خودش رو به اوج رسوند و حالا هم هرکی حرفی از سروش میزنه میگه میگه کارهاش رو دوست ندارم نمی دونه اگه کسی که اونو به اینجا رسونده هیچکس بوده وگر نه اون حالا هم باید تو عروسی ها میخوند
نکته ی جالب درمورد ساسان وقتی معلوم میشه که در مورد دوست اسم دوست دخترش ازش سوال میکنی!!!چون در جوابت میگه که اسم کدومشون رو بگم؟؟؟؟!!!!!!!!
بله…از زیر زبون این آقا سامان اسم سه چهار تا از این دخترا رو بیرون کشیدیم…اول از همه گفت پگاه…انگار این پگاه خانوم یه چیز دیگست…بعد کم کم میرسیم به هانا و سارا و آخر سر هم آیسان خانوم
امیدوارم خوشتون بیاد



منبع:
http://www.zibaro.com

   


بیوگرافی حسین مخته

چهارشنبه 3 شهریور 1389 نویسنده: عبداله حسینی |

حسین اصرار داره فامیلیش به دلایلی فاش نشه پس هر فامیلی ای که از حسین دیدید دورغه و هیچ دلیل خاصی واسه جدایی ساسی و حسین وجود نداره اونا به این توافق رسیدن که از هم جدا بشن و یه مدت جداگانه و حرفه ای تر کار رپو ادامه بدن که اینجوری واسه جفتشون بهتره حسین متولد ۱۳۶۶ بچه اندیمشک ولی واسه کار رپ یه مدت ساکن اهواز بود الان تهرانه حسین با ساسان فامیل هستن از سه سال پیش تصمیم میگیرن که کار رپو شروع کنن که اولین آهنگشون داف هلندی بود حسین مجرد هستش غذای مورد علاقش ماکارانی بازیگر محبوبش شیلا خداداد حسین پرسپولیسیه الان دانشجوی رشته مکانیکه نسبت حسین با اشکان باید بگم که اشکان پسر دایی حسین هست که بعضی ها شایه کرده بودن دامادشونه اون دختره هم تو کلیپ جیگر طلا از فامیلای حسینه که نمیتونم بگم چه نسبتی با حسین داره



منبع:
http://www.zibaro.com

   


‌راز شگفت انگیز لبخند مونالیزا

دوشنبه 1 شهریور 1389 نویسنده: عبداله حسینی |

به گزارش خبرآنلاین، دانشمندان موفق به کشف این نکته شده‌اند که داوینچی در نقاشی‌هایش جلوه‌ای به کار می‌برد که به «سفوماتو» یا محوکاری شهرت دارد.

آنها به نتیجه رسیده‌اند داوینچی برای خلق این جلوه بصری حدود ۴۰ لایه بسیار نازک رنگی روی نقاشی‌هایش به‌کار برده و برای این کار از انگشت دستش استفاده کرده است.

این لایه‌های نازک رنگدانه‌های هم‌خانواده نوعی سایه دور دهان مونالیزا استفاده کرده که موجب شده لبخندش چندان واضح نباشد و اگر مستقیم به چهره‌اش نگاه کنی این لبخند محو می‌شود.
محققان با استفاده از اشعه ‌ایکس در مطالعه این نقاشی موفق شدند از شیوه رنگ‌آمیزی و قرار گرفتن این لایه‌ها در نقاط مختلف چهره مونالیزا سردربیاورند.

از آنجا که ماه‌ها طول می‌کشد این لایه‌ها خشک شوند. کشیدن این نقاشی و رسیدن به این ایده‌آل سال‌ها طول کشیده است.

دانشمندان همچنین احتمال می‌دهند داوینچی برای کشیدن این لایه‌ها از انگشتانش استفاده کرده چون هیچ رد قلم‌مو یا کونتور (خط شکل‌ساز) در این نقاط دیده نمی‌شود.

داوینچی به دلیل استفاده از ترفند محوکاری برای ترکیب سایه‌ها و همچنین محو کردن خطوط طراحی نقاشی شهرت دارد، اما شیوه دقیق این هنرمند در به کار بستن این ترفند سال‌ها متخصصان هنری را به خود مشغول کرده بود.

کشف‌های جدید حاصل تلاش در آزمایشگاه مرکز تحقیقات و ترمیم موزه فرانسه و موسسه پرتوافکنی اروپا است. دکتر فیلیپ والتر، سرپرست این تحقیقات در ژورنال علمی Angewandle Chemie نوشت: «کمال تکنیک نقاشی لئوناردو داوینچی همیشه سحرآمیز بوده است. تغییر تدریجی رنگسایه‌ها و رنگ‌ها از روشنایی به تاریکی اصلا ملموس نیست. مهم‌تر اینکه شیوه نقاشی پوست انسان در پرتره‌های داوینچی به دلیل اهمیت بالایشان به اظهار نظرهای گوناگونی دامن زده است.»

او افزود:«باید تاکیدی جداگانه بر نازکی لایه‌های رنگی کرد: این مسئله بر دقت بالای نقاش به هنگام اعمال این لایه‌ها صحه می‌گذارد. همچنین ضخیم شدن تدریجی این لایه‌ها نشان می‌دهد برای رسیدن به چنین سایه‌ای باید لایه‌های نازک بسیاری بکار رفته باشد. حتی امروز هم کار داوینچی در خلق این لایه‌ها بسیار عجیب و جالب است.»

دانشمندان در این تحقیق از فناوری موسوم به طیف‌نمایی شبرنگ اشعه‌ایکس بهره برده‌اند. این فناوری به آنها اجازه داد بدون برداشتن نمونه از نقاشی و صدمه زدن به آن لایه‌ها و رنگ‌های نقاشی را بررسی کنند.

دانشمندان در این تحقیق پرتو قدرتمندی از اشعه‌ایکس روی نقاشی تنظیم کردند و نحوه ترکیب لایه‌ها و شیوه کشیدن لایه‌ها را کشف کردند.

علاوه بر مونالیزا، دانشمندان در این تحقیق رنگسایه‌های پوست در شش نقاشی مشهور دیگر از داوینچی را نیز بررسی کردند. «مریم مقدس در صخره‌ها»، «Madonna of the Carnation»، «یوحنای تعمیدگر» و «مریم مقدس و کودک» از جمله این نقاشی‌ها بودند.

دانشمندان کشف کردند هر لایه دو میکرومتر ضخامت دارد و این معادل یک ‌پنجاهم ضخامت تار موی انسان است. در نقاط روشن پوست این لایه‌ها بسیار نازک هستند، اما در نقاط تاریک ضخامت تا ۵۵ میکرومتر می‌رسد.

نکته جالب استفاده داوینچی از رنگدانه‌های سیاه و قرمز است که با استفاده از فناوری‌های تحقیقی معمول اصلا قابل تشخیص نیستند. دکتر والتر و گروهش معتقد هستند داوینچی برای رسیدن به نقطه اوج محوکاری با رنگ‌های مختلف تجربیات بسیاری از سرگذرانده است.

پروفسور فرانسیس ایمس-لوئیس، مورخ هنری برجسته و معاون انجمن لئوناردو داوینچی، سازمانی که مخصوص تحقیق روی آثار این نقاش است گفت: «برای لئوناردو داوینچی بسیار مهم بود تا طیف رنگ‌هایش چنان ملایم باشند که تغییر تدریجی رنگ‌ها از تاریکی تا روشنایی در آنها مشخص نباشد. درست مثل دنیای واقعی اهمیت محوکاری در همین است.»

او افزود:«عجیب اینجاست او این کار را با دقتی بسیار بالا انجام داده است. در مونالیزا او به پیچیدگی و ابهامی دست یافته و آن را از طریق محوکاری القا کرده است.»

تابلوی نقاشی مونالیزا که به لبخند ژوکوند نیز شهرت دارد، شاهکار لئوناردو داوینچی هنرمند مشهور ایتالیایی است که با رنگ روغن بر روی صفحه چوب سپیدار بین سال‌های ۱۵۰۳ تا ۱۵۰۶ میلادی نقاشی شده است.
 
 

منبع:khabaronline.ir



منبع:
http://www.zibaro.com

   


درباره وبلاگ


آخرین پستها


نویسندگان


آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :